فهرست
خزاعیفر، استاد دانشگاه فردوسی و سردبیر مجله مترجم و مجله انگلیسی زبان The Reader، لیسانس خود را در رشته ادبیات انگلیسی، فوق لیسانس خود را در رشته آموزش زبان از ایران و دکترایش را در رشته زبانشناسی از دانشگاه یومیست انگلستان گرفته است. خزاعیفر محققی است که در قلمرو حوزه مطالعات ترجمه فعالیت میکند. نگاه او به ترجمه نگاهی صرفاً پدیدار شناختی و توصیفی نیست، بلکه توصیفش را با داوری و تجویز آمیخته است زیرا از نظر خزاعی فر ترجمه فعالیتی است که در زبان مقصد صورت میگیرد و بر زبان و فرهنگ مقصد تأثیر میگذارد و بنابراین نمیتوان فارغ از هر نوع دغدغه از دیدگاهی صرفاٌ عینی و توصیفی به آن نگریست... ادامه مطلب
مشروطیّت ممکن است نتوانسته باشد، به خیلی از خواست های اساسی اش دست یافته و به تعبیری در برخی جنبه ها شکست خورده باشد، اما استمرار این خواست ها هنوز با ما حضور دارد. جامعه ای که اکنون ما در آن زیست می کنیم، حاصل تحولات مشروطیّت است. یعنی آموزش و پرورش نوین، دانشگاه، دادگستری، راه آهن سراسری و ... که در دوره ی رضاشاه ساخته شد، همه جزو خواست های بنیادین مشروطه بود... ادامه مطلب
مصرف کنندگان آمریکایی علاقه دارند مواد تازه خریداری کنند، حال چه محصولاتی طبیعی باشد و چه محلی... آنها عقیده دارند که غذاهای «قومی» هم منبع خوبی برای انتخاب غذاهایشان است. این نیاز به تنوع را شاید بتوان با تصویر آمریکا به مثابه «کشور فراوانی» منطبق دانست. اما ارزش بنیادین آزادی و «دیگ ذوب» (در مورد غذاهای قومی) نیز در آن بی تاثیر نیست. اگر بخواهم دقیق تر بگویم، فضای ملی (ایالات متحده) است که به شدت با مفهوم انتخاب غذا پیوند خورده است. برای مصرف کنندگان آمریکایی این فضا امکان غذا خوردن مطلوب را به وجود می آورد، یعنی پرهیز از برخی از مواد (شیمیایی و صنعتی) و برعکس مصرف برخی دیگر (مواد تازه و طبیعی)... ادامه مطلب
پدرم مدرسه ای عبری را در فیلادلفیا، محل زندگی مان، اداره می کرد و این مدرسه مطابق شیوه های دیویی اداره می شد، بدین معنی که تمام کوشش آن معطوف به خلاقیت فردی، فعالیتهای مشترک، و برنامه های مهیج بود. من آن جا تدریس هم کردم. در مدرسه ای که حضور داشتم، ما به همه درسهای معمول می پرداختیم، اما با تاکید بر علایق و دلمشغولی های کودکان، و نیز شرکت خلاقانه آنان. هیچ رقابتی بین دانش آموزان وجود نداشت. تا قبل از اینکه آن مدرسه را تمام کنم و به دبیرستان بروم حتا نمی دانستم به اصطلاح شاگرد ممتازی ام... ادامه مطلب
شکی نیست که مشترکاتی بین لوی استروس، میشل فوکو، ژاک لاکان، لویی آلتوسر... بر محور آنچه ضد انسان گرایی نظری نامیده شده است، وجود داشته است. اما می توان به سرعت دریافت که تفسیرهای آنها از موضوع به هیچ عنوان یکسان نبوده است. رویکرد لوی استروس و میشل فوکو بسیار متفاوت است. فوکو در پرسمانی از نوع نیچه ای، اراده حقیقت به گونه ای که علوم انسانی به کار گرفته اند را به زیر سئوال می برد و آن را با فن اعمال قدرت در ارتباط قرار می دهد. در حالی که در آن دوران ابدا نمی توان گفت که لوی استروس هیچ تردیدی درباره آرمان علمی علوم انسانی که به سوی حقیقت گام بر می دارند، به خود راه می داده است... ادامه مطلب
متن حاضر گفتگویی است با مایکل فیشر، استاد انسان شناسی و مطالعات علم در ام.آی.تی. او از نسل انسان شناسانی است که در دهه های 1960 و 1970 به ایران رفت تا رساله تحقیقی اش را انجام بدهد. در نتیجه تحولات پس از انقلاب اسلامی، روابط میان ایران و آمریکا قطع شد و همین مساله موجب دشواری ادامه این پژوهش ها در ایران شد. در ادامه، این مقاله کوشش خواهد کرد تا با کاوش این دوره زمانی اخیر امکان طرح بحث مفیدی در این باره را فراهم کند... ادامه مطلب
مفهوم «اصلاح» که واژه جمع آن در ادبیات سیاسی سال های اخیر بسیار رواج یافته است، ظاهرا معادلی برای واژه اروپایی «رفرم» است که دو معنا داشته است: نخست معنایی در حوزه الهیات که بسیار به مفهوم پرتستانتیسم نزدیک است و آن شامل تغییراتی بود که مخالفان سیاست های قرون وسطایی کلیسای مسیحی از جمله لوکس گرایی و فساد در آن، به بازی گرفتن شعائر دینی و بی توجهی به نیاز های بشری از جمله نیاز به شادی و لذت و نیاز به سعادت دنیوی در کلیسای کاتولیک وجود داشت و این دقیقا در تضاد با عملکردی ریاکارانه درون خود کلیسا بود... ادامه مطلب
- اما چگونه می توان به صورت محسوس یک انسان شناسی جهانی شدن را به اجرا در آورد؟ - باید نگاه خود را از شکل به سوی محتوای سیاست متمایل کنیم. البته این بدان معنا نیست که مسئله شکل ها اهمیتی نداشته باشد: در برابر دولت ملی، ما شاهد ظهور اشکال جدیدی از قدرت هستیم (برای نمونه سازمان های بین المللی نظیر سازمان تجارت جهانی) یا اشکال جدیدی از ضد قدرت (نظیر انجمن های غیر دولتی). اما این محتوای سیاست است که با جهانی شدن تغییر کرده است: ما از «با هم زیستن» به سمت «دوام آوردن» کشیده شده ایم. بهتر است موضوع را اندکی روشن کنم. تا سالهایی نسبتا متاخر(اواخر دهه 1980) بحث در گفتمان های سیاسی بیشتر بر سر «با هم بودن» بر یک سرزمین ملی بود و ارزش بزرگ بین المللی برای مارکسیست ها هم پیشرفت اجتماعی تعمیم یافته، به حساب می آمد... ادامه مطلب
آیا باید در جهانی شدن نوعی امتیاز و شانس را مشاهده کرد که سبب شکوفایی بازارهای مالی می شود؟ یا آن را نوعی عامل فشار و ابزاری در خدمت ایجاد فقر و نابرابری دانست؟ مارک ابلس، دیدگاهی کاملا متفاوت را عرضه می کند. در کتاب «انسان شناسی جهانی شدن» (2008، پایو) او با فاصله گرفتن از کلیشه های رسانه ای، نظرات خود را بیان کرده است. به باور او، جهانی شدن، واقعه ای جدید در تاریخ بشر به حساب می آید که آن را «نه می توان خوب دانست و نه بد» : جهانی شدن موضوعی برای مطالعه است که خود را به مثابه چالشی به انسان شناسان تحمیل می کند، انسان شناسانی که به صورتی اضطراری ناچار به آن هستند که چارچوب های نظری خود را دگرگون کنند. ابلس معتقد است که این پدیده، باورها و رفتارهای ما را در سطح جهانی تغییر داده است. پی آمد این امر، از یک سو نوع جدیدی از سیاست ورزی است و در کنار آن نوع جدیدی از ظهور خشونت... ادامه مطلب
متاسفانه واقعیت این است که ما 150 سال است که در غیاب مفاهیم از آزادی، قانون، نقد و... حرف می زنیم. مثلاً 150 سال پیش، آخوندزاده در کتابش از نقد سخن گفت. ولی تا به امروز اندیشه ی انتقادی و نقد در مفهوم بنیادینش در فرهنگِ تاریخی ما جا نیفتاده است. ممکن است ما صدها نوشته در این زمینه داشته باشیم اما بنیاد تفکر انتقادی، حتّی در نظام آموزش و پرورش و سیستم دانشگاهی ما جایی ندارد. ما از 150 سال پیش از آزادی سخن می گوئیم ولی بنیادها و نهادهای آزادی در جامعه ی ما غایب است. شما اگر به غرب بنگرید، می بینید که اگر امروز کسی در غرب از آزادی سخن می گوید، آزادی حضور مادی دارد و بنیادهایش در جامعه ی غربی تضمین شده است... ادامه مطلب
مسعود لقمان - در آغاز گفت و گو، مایلم مفاهیم کلیدی کتاب هایتان را برای خوانندگان ما روشن کنید، تا با یک پیش زمینه ی روشنِ ذهنی و به دور از بدفهمی ها، گفت و گویمان ادامه یابد. دکتر آجودانی! به نظر شما روشنفکر کیست؟ و مفاهیمی چون مدرنیته و تجدّد در تاریخ ایران معاصر، چه بار معنایی ای دارند؟ ماشاالله آجودانی - مفهوم روشنفکر در ایران یک پدیده ی تاریخی و جدید است که قدمتی بیش از 170 سال ندارد. این مفهوم با نهضت قانون خواهی در ایران پا می گیرد و با نسلی سروکار دارد که وظایفی برای ایجاد تحولاتی در جامعه برای خود قائل است و مایه ها و اندیشه های جدیدی دارد و در حقیقت به دنبال درک تازه ای از تاریخ و فضای سیاسی موجودِ جامعه اش است تا راه برون رفت از وضعیتی که گرفتار آنست، ارائه دهد... ادامه مطلب
یکی از مشخصات جهانی شدن، تراکم انسان ها در فضاهای انباشته و به ویژه در شهرهای بزرگ است. آیا این امر شهرها را در موقعیتی فراتر از آنچه هستند، یعنی در موقعیت شهرک های مسکونی قرار نمی دهد. - از نقطه نطر سیاست عمومی، این مسئله بی شک مسئله محوری قرن بیست و یکم خواهد بود. مهاجرت از روستاها به شهرها، این واقعیت که در آینده 60 تا 70 ذرصد از جمعیت کشورها در شهرها زندگی خواهند کرد، اینکه اکثر این شهرها به کلان شهرهایی بدل خواهد شد که ویژگی اصلی شان نابرابری میان افراد بسیار ثروتمند و افراد بسیار فقیر خواهد بود... ادامه مطلب
ین همان چیزی است که شما به آن «رابطه ارزشمند» می گوئید. در یک گروه افراد دارای منافع همگرا هستند بنابراین باید به گونه ای رفتار کنند که با یکدیگر سازش داشته و با یکدیگر کمک کنند. آنچه عجیب به نطر می رسد این است که میمون ها قادر به یادآوری (حتی بعد از مدت ها) «دیونی» هستند که نسبت به دیگران داشته اند. - گروهی از آزمون ها انجام شده اند که هدف از آنها تشخیص میزان همکاری میمون ها بر پایه احتساب ذهنی محبت هایی بوده که به آنها شده است. ما شرایطی را به وجود آورده ایم که امکان می دهد به طور دائم خدمات دو سویه را ارزیابی کرد:... ادامه مطلب
بسیاری هنوز بر این عقیده هستند که منشاء جوامع انسانی را باید در نوعی «رام شدن» میمون های وحشی در نظر گرفت که توانستند با یکدیگر زیستن را در یک محیط متخاصم بیاموزند. - این یک الگوی ساده انگارانه است که من علیه آن مبارزه می کنم. آنچه به نظر می رسد ، برعکس تصویری واژگونه از چنین طبیعتی «با چنگال ها و دستان خون آلود» است که در آن فرد در درجه نخست قرار داشته و جامعه چندان مطرح نبوده است... ادامه مطلب
شما همچنین یک تحلیل روش شناسی مردمی از دولت دارید. این تحلیل چیست؟ - من تلاش می کنم بفهمم الگوی مدیریت اعمال قدرت غالب امروز در کشورهای توسعه یافته چگونه خود را تحمیل می کند (2). ما می توانیم به صورت کلاسیک دست به یک «تحلیل از بالا» به این گونه بزنیم: مثلا نشان دهیم که چگونه سازمان همکاری کشورهای توسعه یافته یک برنامه مدرن سازی دولت را در 25 سال پیش ایجاد می کند؛ چگونه توصیه های این برنامه عملی می شوند، بازی کنشگران دست اندر کار(ورزا، مسئولان عالیرتبه، کارشناسان، سندیکا ها) چیست؛ در پشت پرده مذاکرات چه می گذرد... ادامه مطلب
شما تاکنون پژوهش های تجربی زیادی بر موضوع هایی چون روانکاوی، اعتیاد، سیاستگذاری های عمومی انجام داده داده اید... شما در عین حال یکی از معدود جامعه شناسان در فرانسه هستید که تلاش می کنید اهمیت روش شناسی مردمی (Ethnomethodologie) را در رشته خود نشان دهید. روش شناسی مردمی در پژوهش های شما به چه صورت مفید بوده است؟ - به عقیده من روش شناسی مردمی صرفا یک جریان در تحلیل نیست که تلاش کند نوعی از جامعه شناسی را رشد بدهد که نه جبر گرا باشد و نه ذهن گرا و نه اندیشه گرا، بلکه باید... ادامه مطلب
آیا می پذیرید که این منطق شما، یعنی اینکه کارکنان ناچارند دائما خود را با الزامات فناورانه صنعت خود انطباق دهند، صرفا به گروهی از بخش های کاری مربوط می شود در حالی که شما آن را به عنوان یک منطق غالب عنوان می کنید، چگونه در بخش های دیگر می توان چنین پدیده ای داشت؟ - این پدیده خود را به مثابه یک الگوی هنجارمند معرفی می کند. جوامع معاصر با یک واقعیت فناورانه ناگزیر سروکار دارند. ما برای آنکه یک اقتصاد کاملا کارا و بهره ور داشته باشیم، نیازی به همه آدم ها نداریم. افراد جویای کار، افرادی که کارهای پاره وقت دارند هر روز با شبح بیهودگی درگیرند... ادامه مطلب
ریچارد سنت، آمریکایی و استاد جامعه شناسی مدرسه علوم اقتصادی لندن است. او صاحب تالیفات زیادی درباره شهر از جمله «گوشت و سنگ»(La Chair et la pierre, Verdier 2002) و همچنین کتاب سه گانه ای درباره سرمایه داری معاصر است.کتاب اول از این سه گانه «کار بدون مهارت»(Le Travail sans qualité)، کتاب دوم، «احترام»(Respect, A.Michel, 2003) و کتاب سوم « فرهنگ سرمایه داری جدید»(Culture du nouveau capitalisme) است. گفتگو با سنت را در دو بخش می خوانیم... ادامه مطلب
مسئله نابرابری ها از این لحاظ گویا است. ما اغلب به موضوع نابرابری ها، تفاوت میان طبقات درون یک دولت و غیره می پردازیم و این در حالی است که در یک دنیای جهانی شده زندگی می کنیم. برای نمونه چرا جامعه شاسان بر مسئله پویایی طبقات درون دولت ملی متمرکز می شوند؟ در حالی که نابرابری های بزرگتری در مقیاس انسانیت وجود دارد. ما امروز نسبتا زندگی خوبی در اروپا داریم. پس چرا خودمان را به چارچوب ملی محدود می کنیم؟ اصول دولت ملی در مقیاس دنیایی جهانی شده به نابرابری های جهانی مشروعیت می دهد زیرا تنها به مسائل درونی می پردازد و نه مسائل دیگران. و جامعه شناسان نیز این اصل مشروعیت را می پذیرند... ادامه مطلب
چه تفاتی میان جهان وطن شدن و جهانی شدن قائل هستید؟ - جهانی شدن واژه ای مبهم است که عموما از نقطه نظری اقتصادی درک می شود. این واژه ما را به سوی یک بازار جهانی هدایت می کند که در آن انسان ها و سرمایه ها[ظاهرا] از آزادی بدون مانعی برخوردارند. در یک کلام، جهانی شدن به درک لیبرال از اقتصاد مربوط می شود. جهانی وطن شدن برعکس ما را به سوی فرایندی جند بعدی و پیچیده هدایت می کند که در آن با وابستگی های متقابل میان انسان ها، به صورت خواسته یا ناخواسته روبرو هستیم... ادامه مطلب