1- محول کردن وظایف خانگی به زنان
پرداختن به موضوعی مانند تقسیم کار خانگی هم از دیدگاه نظری و هم در واقعیت از اهمیت زیادی برخوردار است. نحوه تقسیم کار جنسی در خانه، می تواند دلیل وجود تفاوت در نرخ و نوع اشتغال زنان و مردان را به خوبی تبیین کند. همچنین می تواند رویکردی برای بررسی روابط قدرت و حتی روابط عاطفی در خانواده و میان زنان و مردان باشد. شیوه این تقسیم کار البته در دورانهای مختلف تاریخی و در جوامع مختلف از تنوع برخوردار است اما می توان آن را نوعی "تجربه مشترک" میان همه زنان و مردان در کل جهان و در مقاطع مختلف تاریخی دانست.
محول کردن عمده کارهای خانگی به زنان، ریشه در ایدئولوژی "فضاهای جداگانه" دارد که در آن فضاهایی کاملا متمایز و غیرقابل همپوشی برای فعالیت زن و مرد تعریف می شود. این تمایز در کنار ثنویت زن/مرد مفهوم می یابد و در اروپا و در زمانی که تولید مادی باعث تفکیک محل انجام کار تولیدی، مثلا کارخانه از محل انجام کار بازتولیدی، یعنی خانه، شد، آغاز گشت و به سرعت رواج یافت. این تفکیک فضاهای تولیدی و بازتولیدی از یکدیگر، همچنین منشا اصلی الگوی "مرد نان آور" به حساب می آید. زنان از این زمان و تحت برچسب "فرودستی ذاتی یا طبیعی" از فعالیت در بازار کار منع شده و به کسب مهارتهایی تشویق شدند که برای کار در فضای خصوصی و انجام تمام و کمال نقش "مادری و همسری" برایشان مفید باشد.
به لحاظ تاریخی زنان به واسطه دوره های "اقتصاد خانه" موفق به کسب حق تحصیل شدند. این دوره های کاملاً نابرابر به لحاظ جنسیتی، در اواخر قرن نوزده و اوائل قرن بیستم وارد دانشگاههای کشورهای صنعتی شد و هدف از آن این بود که به زنان جوان بفهمانند برای انجام وظائف خود به عنوان همسر و مادر (شهروندان مرد) در آینده، باید به خوبی آماده و تعلیم دیده شوند.
تا پیش از دهه 1950 نوع تعلیمات و آموزش زنان به هیچ وجه در جهت کسب حرفه ای توسط آنان نبود و بیشتر در جهت عقلانی ساختن وظایف آنان در داخل زندگی ازدواجی و برای تطبیق بیشتر با محیط خانه بود. در دورانهای بعد با وجود پیشرفتهای تکنولوژیک در حیطه خانه مانند عمومی شدن استفاده از ماشین لباسشویی، باز هم زنان وقت بیشتری را صرف انجام کارهای خانگی کردند تا صرف کار در بیرون از خانه(Chadeau and Fauquet, 1981)این موضوع را می توان با تغییر همیشگی هنجارهای مربوط به کار خانگی تبیین کرد. تقریباً هر پیشرفتی در زمینه مکانیزاسیون کارهای سنگین خانگی، یک تغییر در زمینه هنجارها و تقاضای مشروع از زنان خانه دار را به دنبال داشته است. { برای مثال در آمریکا، پختن انواع شیرینی ها و دسرها، از ابتدا جزو کارهای خواسته شده از یک کدبانوی آشپز به حساب نمی آمد، اما با اضافه شدن انواع فرها و دستگاههای شیرینی پزی، به یک مهارت ضروری برای "کدبانوی خوب" تبدیل شدند.)
کار خانگی به معنای انجام مجموعه ای از کارهای بی اجر و مزد و تکراری نیست، بلکه نیازمند مدیریت و هماهنگ ساختن نیازهای خاص و برنامه زمانی هر یک از اعضای خانواده است. در حالی که می توان زمان صرف شده برای انجام کارهای خانگی مختلف را با دقت کمتر یا بیشتر اندازه گیری کرد و محققان بسیاری این کار را انجام داده اند، اما بار روانی انجام این کار به ندرت به طور کامل یا دقیق مورد بررسی قرار گرفته است. در سالهای اخیر بسیاری از محققان به جای آنکه به دنبال "برابری جنسیتی" در تقسیم کار خانگی باشند، در پی بررسی تاثیر این با روانی بر زنان بوده اند.
2- مشارکت مردان در کار خانگی
برای بررسی "بار روانی" کار خانگی برای زنان، بسیاری از محققان به بررسی میزان مشارکت مردان در کار خانگی پرداخته اند. در نقاط مختلف جهان تنوع بسیار زیادی در این مود وجود دارد. حتی در منطقه ای نسبتا همگن مانند اروپا ما با تنوع زیادی در این مورد روبرو هستیم، برای مثال 80 درصد از زنان اسپانیایی معتقدند که شوهرانشان هیچ کاری در خانه انجام نمی دهند در حالی که این رقم در دانمارک، 47.5 درصد است. ( نگاه کنید به جدول شماره 1)
بعضی از ارقام و نتایج به دست آمده از تحقیقات نیز پیچیده اند. در دانمارک، انگلستان و ایرلند مردان بیشتر از همسرانشان اظهار می دارند که هیچ کاری در خانه انجام نمی دهند. در بقیه کشورهای اروپا، زنان با اظهار این مطلب که همسرانشان کار خانگی کمتری نسبت به ادعاهایشان انجام می دهند، ادعاهای مردان را به چالش کشیده اند.(جدول شماره 1) البته باید توجه داشت که اندازه گیری رفتارها در سپهر خصوصی بسیار دشوار است. احتمال دارد که این نتایج تا اندازه ای نتیجه سیستمهای ارزشی در رابطه با جنسیت در هر یک از این کشورها باشد. در اکثر کشورهای اتحادیه اروپا تصویر شوهری که به زنش کمک می کند مورد حمایت زنان است و آنان تحریک به بزرگنمایی میزان واقعی مشارکت همسرانشان می شوند. در حالی که در کشورهایی که کار خانگی نوعی "کار زنانه" به حساب می آید مردان فاصله خود را با آن حفظ می کنند و حتی در صورت مشارکت در آن، این مشارکت را ابراز نمی نمایند.
اما به نظر می رسد در همه نقاط دنیا ما با تصویر "مرد جدید" که در رسانه های غربی تاکید زیادی بر آن می شود فاصه زیادی داریم. هنوز دو سوم از مردان اروپایی برای انجام کارهای خانگی روزمره خود ب یک زن، -مادر، همسر یا خواهر شان- وابسته هستند. تقسیم نابرابر کارخانگی، اشکارا بر کیفیت و کمیت کار زنان و مردان در محیطهای حرفه ای تاثیر می گذارد. اما نباید این رابطه خیلی ساده در نظر گرفت. تحقیقات نشان می دهند که کشورهای دارای بالاترین نرخ اشتغال زنان، الزاما همان کشورهایی نیستند که مردان در آن بیشترین مشارکت را در کار خانگی انجام می دهند.
برای بررسی دقیق تر ماهیت تقسیم کار خانگی در هر کشور، باید به ماهیت کارهای انجام شده توسط مردان دقیق تر نگاه کرد. این موضوع به این لحاظ حائز اهمیت است که انجام کارهای خانگی مختلف، نیازمند صرف زمانهای مختلف است. ( برای مثال کاری مانند باغبانی ممکن است یکبار در هفته انجام شود در حالی که آشپزی، دو بار در روز انجام می گیرد.)
آمارها نشان می دهند که یکی از مشخصه های کار خانگی مردان، اجتناب از انجام کارهای اجباری و روزمره و تمایل به انجام کارهای وابسته به فضای خارج از خانه است.(جدول شماره 2) برای مثال حدود 60 درصد از مردان اروپایی گاهی در خرید مشارکت می کنند، که فعالیتی همراه با تفریح است، در بیرون از خانه انجام می شود و همچنین به آنان اجازه می دهد بر دخل و خرج خانواده نیز کنترل داشته باشند. این در حالی است که تنها 30 درصد از مردان اوپایی در نظافت یا آشپزی مشارکت می کنند.(جدول شماره 2)
این آمارها همچنین نشان می دهند که نقش مرد در کار خانگی به " کمکهای داوطلبانه هر از گاهی" محدود می شود و زنان مسئول پیشبرد این کار در خانه باقی می مانند. این "کمک" بخاطر هویت و مشروعیت مرد در بیرون از محیط خانگی، دارای ماهیتی داوطلبانه است و می تواند داده بشود یا نشود. بنابراین زنان نه تنها باید قسمت غالب کارها خانگی را انجام دهند بلکه باید این "کمکهای داوطلبانه" از جانب اعضای خانواده را نیز هدایت کرده و با یکدیگر هماهنگ سازند.
بنابراین تقریباً همه زنان در همه طبقات اجتماعی کار "مدیریت خانگی" را انجام می دهند، حتی زنانی که دارای درآمد کافی برای استخدام زنانی از بیرون از محیط خانه برای انجام بعضی از کارها هستند. به عقیده من در واقع ایدئولوژی "فضاهای جداگانه" نه خود کار خانگی را، بلکه این کار (مدیریت خانگی) را به زنان محول ساخته است. برای مثال با اینکه درآمد زنان در محیطهای کاری کمتر از مردان است اما احتمال آنکه آنان این درآمد را خرج استخدام افراد یا استفاده از مکانیزمهایی برای مدیریت خانه بکنند، بیشتر از شوهرانشان است. این موضوع را می توان به این شیوه تبیین نمود که زنان خود را تنها مسئول انجام کار خانگی و مراقبت از کودکان می دانند.حتی بعضی از افراد، کار در بیرون از خانه را چیزی می دانند که مانع انجام مسئولیت واقعی زنان در خانه می شود و به همین خاطر زنان اغلب تلاش می کنند اشتغالشان کمترین تاثیر را بر وضعیت خانواده شان داشته باشد. آنان این کار را بوسیله کار بیش از حد یا پرداخت مخارج استخدام افراد دیگر برای انجام کارهای خانگی انجام می دهند.
پیوست:
جدول 1: میزان مشارکت مردان در کارهای خانه، 1990
|
برطبق گفته های همسران آنها
|
برطبق گفته های مردان
|
کشور
|
|
62.7%
|
42.7%
|
آلمان شرقی
|
|
71.1%
|
60.7%
|
آلمان غربی
|
|
61.0%
|
60.8%
|
بلژیک
|
|
47.5%
|
51.1%
|
دانمارک
|
|
79.7%
|
76.6%
|
اسپانیا
|
|
60.7%
|
58.4%
|
فرانسه
|
|
49.8%
|
47.2%
|
یونان
|
|
31.9%
|
84.0%
|
ایرلند
|
|
60.2%
|
55.6%
|
ایتالیا
|
|
64.9%
|
58.9%
|
لوکزامبورگ
|
|
46.2%
|
45.7%
|
هلند
|
|
69.3%
|
71.9%
|
پرتغال
|
|
70.6%
|
74.2%
|
بریتانیا
|
منبع: کمپنرز و للیور در تحقیق خانواده و اشتغال در دوازده کشور اروپایی،1991
جدول 2: نوع کارهایی که مردان در خانه انجام می دهند، بر طبق گفته های همسرانشان،1990
|
نظافت
|
آشپزی
|
پوشاندن لباس کودکان
|
حمل و نقل کودکان
|
شستشوی ظروف
|
خرید
|
کشور
|
|
27%
|
23%
|
48%
|
48%
|
53%
|
64%
|
آلمان شرقی
|
|
34%
|
22%
|
30%
|
30%
|
46%
|
70%
|
آلمان غربی
|
|
29%
|
29%
|
35%
|
35%
|
55%
|
49%
|
بلژیک
|
|
26%
|
36%
|
23%
|
23%
|
55%
|
39%
|
دانمارک
|
|
29%
|
30%
|
42%
|
42%
|
25%
|
48%
|
اسپانیا
|
|
35%
|
37%
|
49%
|
49%
|
48%
|
48%
|
فرانسه
|
|
13%
|
20%
|
16%
|
16%
|
16%
|
91%
|
یونان
|
|
7%
|
10%
|
72%
|
72%
|
18%
|
16%
|
ایرلند
|
|
12%
|
23%
|
39%
|
39%
|
5%
|
69%
|
ایتالیا
|
|
34%
|
28%
|
6%
|
6%
|
66%
|
53%
|
هلند
|
|
26%
|
39%
|
36%
|
36%
|
37%
|
75%
|
پرتغال
|
|
42%
|
48%
|
26%
|
26%
|
72%
|
51%
|
بریتانیا
|
منبع: کمپنرز و للیور در تحقیق خانواده و اشتغال در دوازده کشور اروپایی،1991
منابع:
Chadeau, Anne and Fouquet, Annie (1981). "Peut-on mesurer le travail domestique?", Economie et statistique, No 136: 29-42.(English Translation)
Kempeneers, M. and Leliëvre, E., (1991) "Famille et emploi dans l'Europe des Douze", Eurobaromëtre 34: Modes de vie dans la Communautè europèenne, Report to the European Commission, December.
و
http://www.helsinki.fi/science/xantippa/wee/weetext/wee223.html
http://www.helsinki.fi/science/xantippa/wee/weetext/wee223.html