نگاهی به دو آیین سور و سوگ در لرستان(مریم شهبازیان)

azmayeshgah-lorestan.jpg
(منبع تصویر : وبلاگ غیرتمند )




این گزارش به عنوان بخشی از کار تحقیق کلاس مباحث ویژه ناصر فکوهی در کارشناسی ارشد بنیاد ایران شاسی در نیم ترم اول 1386-87 ارائه شده است.


مقدمه:

فرهنگ اقوام ایرانی یکی از مهمترین منابع آیین های تمدن بشری است که با توجه به مستندات تاریخی به گذشته ای نزدیک به سه هزار سال پیش باز می گردد. سیمای حقیقی هر قومی بیش از هر چیز در تمدن و فرهنگ وآداب و رسوم آن قوم مشخص می شود وآداب و رسوم به عنوان یکی از عناصر فرهنگی اقوام ،ریشه در باورها،اندیشه ها  و رویدادهاو اعتقادات ونحوه زندگی ونوع معیشت آنها دارد،پس برای شناخت وآشنایی با هر قوم باید علاوه بر آگاهی از تاریخ،جغرافیای طبیعی ومنطقه ای و...آگاهی از اداب و رسوم وریشه های ان از اهمیت فراوان برخوردار است . این آداب وآیین ها در طی دوران وقرون متمادی وبه تدریج شکل گرفته ودر پشت آن تفکر وباورهای آن اقوام نهفته است وباز تابنده نوع تفکر وطرز تلقی آنها از انسان وارزش ومقام اوست . اما این آداب ورسوم وسنن در طول تاریخ به صورت شفاهی وسینه به سینه از نسلی به نسلی منتقل شده اند وبدون شک در زندگی اقوام دارای تاثیرات مثبت ومنفی بوده اند ودلیل ماندگاری آنها نیز همین تاثیر بوده است وبا توجه به این که منابع شفاهی کمتر به صورت مکتوب در امده اند لذا این باورها ،سنتها ،ترانه ها ، موسیقی و... وحتی آنچه خرافه تلقی می شود واز نظر ظاهری دارای وجوه نامناسب است وهر انچه که به مردم واقوام مختلف متعلق هستند ،باید  باز شناسی ،ثبت وبررسی گردد تا ریشه های رفتاری وتفکر مردم در بستری تاریخی دریافته شود. البته این کار نباید با شیفتگی ویا به خاطر ارضای حس غرور وافتخارات ملی انجام شود،بلکه میراث گذشته وامروز می تواند به عنوان مواد خام پژوهش گر را به شناخت روابط پیچیده اما در هم بافته جامعه ای کهن وفرهنگ پرورراهنما شود واورا واقع بینانه به حکایت انچه بوده است وانتقال سنت به امروز وآینده وحذف عناصر منفی وادارد . تلاش در ثبت و ضبط این باورها ورسوم آن ها را از خطر فراموشی در امان خواهد داشت . خصوصا" در دنیای امروز که بشردر پی تلاش در انکار گذشته خود است ودچار زندگی ماشین زده ومدرنیزه شده است .پس این تلاش موجب ماندگاری فرهنگ خاص اقوام وقومیت های مختلف که آنها نیز جزوی از کل فرهنگ این مرز وبوم وسرزمین گسترده هستند،مفید به نظر می رسد.
اما سور وسوگ به عنوان دو واقعیت مسلم در زندگی قومی مردمان ایران زمین از دیرباز جایگاه مهمی داشته است . آیین های متنوع وهمراه با موسیقی که برای جلوه دادن سور و سوگ پدید امده اند ،حکایت  از اهمیت این دو مقوله برای ایرانیان داشته ودارد. سور تقریبا" در میان تمام اقوام ایرانی به یک شدت مورد توجه قرار دارد، ولی آیین سوگ به دلایل متعدد قومی و مذهبی به یک شدت مشاهده نمی شود ودر میان اقوام از جمله قوم لر پررنگ تر به نظر میرسد که البته بررسی علل و عوامل آن نیاز به یک پژوهش جامعه شناختی دارد. اما چیزی که در اینجا فرصت پرداختن به آن پیش آمده فرهنگ غنی وسرشار از ایین ها ورسومی است که  قوم لر به آن می بالد. این قوم پیشینه ای فرا تاریخ دارد . این دیرینگی شکوهمند وراز آمیز را در آثار مادی ومعنوی این سرزمین می توان دید . بسیاری از اعتقادات وباورهای مردم لرستان کهن مایه وراز گونه است .  این ها نشان از زندگی قانون مند اجتماعی وبر خاسته از حس والای انسان دوستی و ظرافت ونکته سنجی این قوم است.
قوم لر از دیر باز تا کنون از نظر فرهنگ ،آداب و رسوم وزبان وادبیات شفاهی صاحب پیشینه وقدمت طولانی است   وهمواره در راه حفظ این اداب و رسوم کوشیده است . بیشتراین  آداب و رسوم آن چنان جالب و ماندگارند که در طی سالیان هنوز طراوت وتازگی خویش را حفظ نموده اند وتا کنون نیز با وجود زندگی ماشینی و مدرنیزه در اکثر مواقع ادامه دارند.
در گذشته های نه چندان دور ایلات وعشایر مختلف لر به صورت کوچ رو وسیاه چادر در جستجوی چراگاه برای دامها وحیوانات خود از جایی به جای دیگر در حال حرکت وتحول بودند ودر این جابجایی وحرکت نیاز به وجود انسان برای پیشبرد کارها وتسهیل در امور بیش از هر چیز دیگر احساس می شد وبه همین خاطر نیاز به انسان به عنوان نیروی کار بسیار با ارزش شمرده می شد. بالطبع در چنین شرایط ومحیطی ،قوانین ،باورها ،رسوم وآداب حول محور انسان حرکت می کرد وحاکی از قائل بودن ارزش مادی ومعنوی برای انسان ،خواه مرد یا زن بود.
در این میان زن به عنوان مادر فرزندان وکمک به مرد در اکثر کارها وتلاشهای فراوان وپشتیبانی از مرد ،دارای ارزش ومنزلت مضاعف بود . تا حدی که در مواردی  اهمیت دادن به این نقش موجب اجحاف در حق وی می شد. اما در مجموع قوانین و آیین ها نقش انسان محوری دارند. هر چند این آداب ورسوم امروزه بر اثر عوامل متعدد اهمیت واعتبار خود را از دست داده وگاهی کاملا" متروک شده ودر مواردی بسیار کمرنگ،اما در مواردی نیز هم چنان بر پاست.
در این پژوهش که بیشتر مبتنی بر پژوهش میدانی ودر مواردی اندک مراجعه به بعضی کتابها در این زمینه است ،تلاش شده است که دو جنبه مهم از زندگی این قوم ،سور(عروسی)و سوگ(عزاداری) به طور اجمال ،تنها گزارش شود . بدیهی است که تحلیل ،کنکاش وریشه شناسی تاریخی وآیینی انها فرصت و تخصص بیشتر وبهتری می طلبدو همان طور که قبلا" ذکر شد نیاز به تحقیقات گسترده جامعه شناختی دارد.

ازدواج:
در گذشته که تعدد زوجات مرسوم بوده است ،مردم ایلها وطوایف در این زمینه آمادگی زیادی داشته اند . از این رو خوانین وسران ایلات ووالیان زنان متعدد گرفته وعموما" دارای فرزندان بسیاری بودند. اما به تدریج از میزان تعدد زنان کاسته شده است . بدیهی است که در زندگی شبانی وزراعی وجود زنان وفرزندان بیشتر در پیشرفت وضع اقتصادی آن جامعه نقش اساسی را ایفا می کرده است . در گذشته وحتی تا این اواخر یعنی تا 40-50 سال گذشته هم در این منطقه ازدواج جنبه طبقاتی ویک جانبه داشته است . بدین معنی که طبقات خاص اجتماعی با افراد هم خانواده خود ازدواج می کردند اما والیان ،خوانین وروسای ایلات می توانستند دخترانی از طبقات پایین را به عقد خود درآورند ولی هرگزدختران خود را به افراد طبقات پایین تر نمی دادند. مسئله عشق ودوست داشتن تا مرحله تصمیم گیری به ندرت بین پسر و دختر اتفاق می افتاد زیرا طبق سنتهای محلی فقط والدین بودند که در مورد ازدواج فرزندان خود صاحب اختیار بودند،به همین دلیل حق انتخاب همسرواظهار نظر وابراز عقیده راجع به ازدواج از پسر و دختر سلب شده بود واگر پدران دختر وپسر تصمیمی می گرفتند ازدواج بین ان دو نفر صورت می گرفت. اغلب اتفاق می افتاد که پسر و دختر تا روز عروسی همدیگر را نمی دیدند واحیانا" تا قبل از آن از دیدن یکدیگر قویا" امتناع می ورزیدند.(ایرج افشار)
به هر حال در کل ازدواج در ایلات و عشایر مختلف لر بر دو نوع بوده است:

الف) ازدواج غیر عادی

اگر در جریان جنگ ها ودرگیری های طوایف شخصی کشته می شد ویا خسارتی کلان متوجه یکی از خانواده ها یا طوایف درگیر می شد،برای برقراری صلح وعادی نمودن اوضاع وروابط ،معمولا" مجلسی از بزرگان طوایف تشکیل می شد وبعد از گفتگوهای طولانی خانواده خسارت دیده یا عزادار به بخشیدن طرف مقابل در ازای یک یا دو پیوند زناشویی وگرفتن دیگر خسارات راضی می شد. به این ازدواج خی   صول   (  khi-sol  )خون صلح یا خون بس می گفتند.
دختری که به عنوان عروس به میان این خانواده می رفت در بد ترین شرایط از نظر حفظ حرمت ورعایت حقوق انسانی به سر می بردوچون به عنوان دیه وبرای برقراری صلح مجبور به این وصلت شده بود ،حق اظهار نظر ،عرض اندام ویا دفاع از حق خود نداشت وبا او به بد ترین شکل ممکن برخورد میشده واز نظر حقوق انسانی او را دارای هیچ حقی نمی دانستند .
در این نوع ازدواج برای عروس هیچگونه خریدی نمی شد وهیچ مراسمی به مناسبت عروسی برگزار نمی شد وبا همان لباس که در منزل پدر بود به خانه شوهر برده میشد ومانند یک کنیز با وی رفتار می شد.
اصولا" این گونه ازدواجها برای حسنه کردن روابط وصلح ودوستی انجام می گرفت ولی به قیمت فدا شدن زندگی زنان ودخترانی می شد  که قربانی چنین قراردادهایی بودند. عملا" انتظار می رفت بعد از متولد شدن فرزندانی این روابط بهبود پیدا کند وبا گذشت سالها همه چیز به دست فراموشی سپرده شوداما در مواردی هیچ گاه دختر موفق به رفتن به منزل پدر نمی شد واین روابط عادی نمی شد.
از دیگر ازدواجهای غیر عادی می توان به ازدواج مردی با بیوه برادر ش اشاره نمود. بر عکس این ازدواج به قیمت پایمال و از بین رفتن احساسات مرد انجام می گرفت ،چون در بسیاری موارد مرد مجبور به این کار می شد  بدون اینکه رضایت قلبی داشته باشد. در زندگی ایلیاتی به این عمل به عنوان وظیفه مرد نگاه می شد به ویژه اگر زن بیوه  فرزندی هم داشت در این صورت حتما" باید با برادر شوهر ازدواج می کرد . شاید زنان هم در چنین مواردی راضی به این کار نبودند ولی به علت اینکه زنان منبع درآمدی نداشته وغالبا" تحت سرپرستی مردان بودند مجبور به تن دادن به چنین ازدواج هایی بودند در صورت عدم رضایت باید فرزند را رها کرده ،به خانه پدر باز می گشتند. چون سرپرستی فرزندان متوفی به عهده عموی آنها قرار می گرفت ،در مواردی هم که عموی مجرد در خانواده موجود نبود یکی از برادران متاهل با وجود داشتن زن و فرزند این وظیفه را به عهده می گرفت.

نافه بریه(nafa-boriya)
از دیگر ازدواج های غیر عادی ازدواجی است که به ان نافه بریه می گفتند. در بعضی موارد هنگامی که نوزاد دختری در خانواده ای به دنیا می آمد زنی از خانواده ای که قصد پیونیpevani  )پیوندی یا وصلت با صاحب نوزاد دختر را داشت ، هنگام بریدن ناف قرار گذاشته می شد که این دختر ار آن تاریخ نامزد پسر انها باشد وخانواده دختر حق شوهر دادن اورا  ندارند تا در آینده با پس انها ازدواج کند به این قرار داد ناف بریدن می گفتند واز ان زمان به بعد دختر صاحب  دس –گی-رو (   das-gi-ro  ) نامزد میشد واز طرف خانواده پسر هدیه ای به نام نشونه برای دختر می بردند واز آن هنگام به بعد تهیه لباس وبرخی مایحتاج دختر به عهده خانواده پسر بود . گاهی پسر مورد نظر بین 10 تا 15 سال بود وبه علت قول و قرار چاره ای جز صبر کردن تا بزرگ شدن دختر نداشت فدر این صورت دختر در سن 8 یا 9 سال به خانه شوهر می رفت وبا وجود اختلاف سن زیاد مجبور به ازدواج با پسر مورد نظر بود . در بیشتر این نوع ازدواجها دختر برای پسر عموی خود ناف بر می شد و تا زمانی که دختر پسر عمویی داشت به ندرت با غریبه ازدواج می کرد .گاهی اتفاق می افتاد که پسر عموی دختر از لحاظ جسمی و یا روانی و... سالم نبود ولی با این حال باید این ازدواج صورت می گرفت.

ب )ازدواج عادی:
این گونه ازدواج ممکن بود بین فامیلهای نزدیک مثل پسر عمو ودختر عمویا پسر دایی ،پسر خاله،... یا بین یک طایفه وتیره دیگر صورت گیرد. همان طور که قبلاگ ذکر شد در گذشته به ندرت ازدواج از طریق عشق و علاقمندی قبلی صورت می گرفت واکثرا" انتخاب همسر توسط پدر ومادر فرزندان صورت می گرفت وهمه اعمال مربوط به عروسی را اقوام انجام می دادند وداماد تا روز عروسی عروس را نمی دید.
کلا" از زمانی که تصمیم گرفته میشد که عروسی انجام گیرد مراسم رسمی شروع می شدند، این مراسم از نظر تشریفات یکنواخت نبود وبر حسب اینکه ازدواج مربوط به چه قشری بود تفاوت داشت. مثلا" ازدواج بین دو خانواده سرشناس ویا خان وکد خدا بسیار با شکوهتر وپر هزینه تر و پر رفت وآمد تر از افراد معمولی بود.
مراسم ازدواج از آغاز تا پایان دارای مراحلی است بدین قرار:
-1سرینجه گیرو(   serinje-giro-   )
سرینجه گرفتن نخستین مرحله از آیین عروسی بود که معمولا" توسط زنان مسن انجام می گرفت . در این مرحله مادر داماد یا هر زنی از اقوام داماد بعد از انتخاب دختر مورد نظر برای آگاهی از فهم وکمالات ،پذیرایی،شیوه برخورد ،آداب معاشرت ،خانه داری،حونیاری) (  ho nyariوزیبایی عروس به منزل پدر دختر مورد نظر می رفت-،البته بدون آگاهی قبلی وبه طور سرزده- وکارهای اورا زیر نظر می گرفت. گاهی نیز از دختر تقاضای انجام کارهای خاصی را داشت . پس از اطمینان از صحت وسلامت روحی وجسمی وظاهری ومورد ارزیابی وسنجش قرار دادن عروس از هر نظر وسربلند بیرون آمدن عروس ، این مرحله (سرینجه گرته) با موفیت انجام می گرفت وخاناده داماد آماده انجام مرحله خواستگاری می شدند.

 کیخایی)   ki-khaa-ei2-خواستگاری(
در این مرحله خانواده پسر فردی از خانواده یا بزرگی از فامیل را برای خواستگاری نزد پدر دختر می فرستادند. معمولاَ پدر ومادر دختر برای بالا بردن ارج و قرب دختر خود در ابتدا مخالفت می کردند . در ان زمان دختران در سن 10-12 سالگی با خواستگار مواجه می شدند وهنوز در سنی نبودند که بتوانند یک زندگی را اداره کنند ،هرچند در انجام دادن بسیاری از کارهای روز مره مثل آوردن و جمع کردن هیزم ،آب ،مشک زدن وجارو کردن وقالی بافی و...از همان دوران کودکی مهارت داشتند.
به هر صورت با آوردن بهانه هایی از قبول امتناع می کردند اما اگر دختر مورد پسند خواستگار بود ویا پسر علاقمند ومایل به این وصلت ،چند روز یا مدتی بعد دوباره برای خواستگاری می آمدند. این بار با افراد بیشتر واوردن ئلایل و برهان های مختلف برای قانع کردن پدر دختر. در این مرحله پدر دختر حتما" باید با برادر خود که عموی دختر باشد مشورت کند.در فرهنگ عشایر لر نظر عموی دختر بسیار مهم می باشد واگر عمو مخالف باشد ،پدر با این وصلت موافقت نخواهد کرد،خصوصا" اگر دختر صاحب پسر عمویی هم باشد که در سن ازدواج به سر می برد، در آن صورت زن پسر عموی خود خواهد شد. با دایی دختر هم مشورت می شد ونظر اقوام نزدیک هم پرسیده می شد.
ضرب المثلی لری می گوید: تاته هنایی،حولوه صلایی(  tate-hanaa-ei-holoe-salaaei)
یعنی : از عمو باید کمک خواست وبا دایی باید مشورت کرد.

 3-دس بوسو(   das-boo-so  )دست بوسیدن
سومین مرحله از ازدواج بوسیدن دست اس که در آن بعد از طی مراحلی دست پدر عروس بسیده می شد. پس از موافقت خانواده دختر وراضی شدن به وصلت ،خانواده پسر با تعدادی از افراد که علاوه بر اقوام وفامیل نزدیک،روسا وبزرگان طوایف دیگر ویاریش سفیدان وآشنایان در روزی از قبل تعیین شده به منزل پدر دختر رفته ودر حضور بزرگان وافراد مختلف رسما" ازپدرعروس خواستگاری می شد. دلیل حضور افراد مختلف وبزرگان ،نخست رسمیت بخشیدن به این وصلت وآگاهی مردم از آن است ودوم ،درصورت بروز مشکلویا منصرف شدن هر یک از طرفین وبه هم خوردن عروسی شاهدان بیشتری از این قضیه باخبر باشند. دیگر اینکه در صورت به هم زدن مراسم خصوصا" از طرف خانواده داماد ، نزدعشایرلر این به منزله توهین به شخصیت دختر محسوب می شد وچه بسا تا اخر عمر به دلیل همین بی اعتباری در خانه پدر می ماند، ذا وجود افراد وریش سفیدان در چنین مجالسی موجب می شد در صورت بروز چنان مشکلاتی ،همان افراد پادر میانی کرده ومسئله را حل کنند. همچنین به علت عدم وجود محضر ویا قوانین ثبت ،تعهدات لازم در حضور افراد بیشتری داده شود.
در این روز خانواده دختر برای نهار یا شام افراد تدارک می دید. در این مجلس بعد از صرف غذا یک نفر از ریش سفیدان  مجلس به نمایندگی از خانواده داماد،ضمن تشکر از خانواده عروس به خاطر پذیرایی از مهمانان رسما" تقاضای خواستگاری را اعلام می کرد. خانواده عروس در حضور جمع شرایط خود را برای قبول این وصلت که قبلا" نیز با خانواده داماد مطرح نموده ،مجددا" اعلام می کرد . مبلغ مهریه ،شیر بها ،خرج های معمول با توافق طرفین تعیین می شد. گاهی اگر پدر عروس مبلغ زیادی که خارج از توان داماد بود مطرح می کرد ،بزرگان وافراد حاضر چانه می زدند واز مبلغ گفته شده کم می شد طوری که هر دو طرف راضی می شدد. گاهی در چنین مواردی به مسئله ازدواج و وصلت به دید یک معامله نگاه می شد . وحتی اکثر مواقع از اصطلاح معامله برای پیوند دو خانواده استفاده می شد.
در مواقعی که شروط مطرح شده از طرف خانواده عروس غیر معقول به نظر می رسید وبا عرف آن جامعه سازگار نبود ،در این صورت با گفتن این جمله که : هایی سنووه بنیی(   -haaei-sanoei-bani   ) سنو یعنی بدعت گذاردن ،اورا از چنان شروطی منصرف می کردند.
خرج هایی که معمولا" داماد به غبر از مهریه (پشت عقد)باید به خانواده عروس تقدیم می کرد ،شامل چند راس گوسفند،گاو ویا اسب و مادیان بود. غیر از این موارد خانواده داماد موظف بود مقداری مایحتاج غذایی از قبیل روغن،برنج، قند،چای و... به منزل عروس بفرستد. پس از تعیین وتوافق بر سر اقلام ذکر شده یک نفر از طرف خانواده داماد که معمولا" برادر داماد ،بلند شده وبه عنوان تشکر دست پدر عروس ودر مواردی هم دست دیگر افراد حاضر در مجلس را که به آن (دس-بو-سو) می گفتند،می بوسید. این به منزله اعلام نامزدی پسر ودختر بود . در این مراسم زنان شرکت نداشتند ومراسم صرفا" مردانه بود ،حتی در بیشتر موارد داماد هم حضور نداشت

4) دس- گی-رو-نی(   das-gi-ro-ni)نامزدی:
چند روز بعد از مراسم دس بوسو خانواده داماد تعدادی گوسفند یا بز ،آرد برای پخت نان ،هیزم ودیگر وسایل مورد نیاز که برای یک نهار مفصل لازم بود به منزل عروس –بوی(  bavi  ) می فرستادند وبه آنها پیغام می دادند که افراد فامیل و آشناهای خود را دعوت کنند که برای مراسم دسگیرونی یا شیرینی حرونی(    shirini-haroni   ) شیرینی خوران به خدمت می رسند . در مراسم نامزدی داماد فقط نزدیکان خود را دعوت می کرد وزحمت دعوت از غریبه و آشنا وهمسایگان به عهده خانواده عروس بود.
لباسها ووسایل مورد نیاز برای یک عروس را در این مرحله خریده وبا خود می آوردند . این وسایل شامل پیراهن،سربند،کفش،حنا،کله قند،چند قطعه طلاازجمله حلقه(کلیکونه)وچند قواره پارچه پیراهنی به اندازه وسع داماد برای مادر عروس می آوردندکه معمولا" مادر عروس یکی از آن ها را برای خود بر می داشت ودیگر پارچه ها را به خاله ها ،عمه ها، زن عم یا زن دایی می بخشید. به این هدیه خلات (خلعت) می گفتند . کسی که خلعت می گرفت باید در هنگام عروسی هدیه ای در خوروارزشمند به عروس بدهد.
در روز نامزدی لباسهای کهنه عروس را عوض کرده ولباسهای نو به او می پوشاندند. حنا ،عطر،ودیگر زیور آلات نیز آورده می شد . مراسم ناکمزدی همراه با جشن ورقص و پای کوبی در تمام روز ادامه داشت وغروب به پایان می رسید.

5-دعوت از داماد(دوما)
چند روز بعد از نامزدی خانواده عروس ،داماد را برای اینکه ار ان تاریخ به بعد مجاز وآزاد به رفت وآمد باشد به شام دعوت می کردند . شامی برایش مهیا کرده و از اوپذیرایی می کردند. در دوره نامزدی رسم نبود که عروس وداماد آزادانه با هم صحبت کنند. داماد بعد از خوردن شام مقداری پول ویا هر هدیه دیگری که در شان وی بود به داخل سینی یا تبق(      tabagh) غذا می انداخت . داماد شب را در خانه هوسیره(  hu si ra   ) پدرزن می ماند ،اولین آشنایی ها واحیانا" صحبت عروس و داماد دراین مرحله صورت می گرفت.
دوران نامزدی بسته به سن و سال عروس یک تا چند سال طول می کشیدوداماد در این مدت موظف بود هر وقت به منزل پدر زن خود می رفت در کارها به انها کمک می کرد،مثل آوردن هیزم برای سوخت ،درو کردن ،آرد کردن گندم، کوچ وجابجایی،چوپانی و غیره.طبق رسوم عشایر لر در گذشته در دوره نامزدی دختر به خانه پدر داماد نمی رفتبلکه این فقط داماد بود که باید در خدمت خانواده عروس باشد. رفتن عروس به منزل داماد قبل از عروسیموجب کسر شان وکم ارزش شدن وی می شد وحتی ممکن بود در آینده مورد طعنه مادر شوهر قرار بگیرد بنا بر این تا زمان اجرای عروسی نمی بایست به منزل داماد رفت وآمد می کرد.

6)عقد(نکاح)
بعد از سپری شدن دوران نامزدی وهنگامی که داماد آمادگی برگزاری مراسم عروسی-دوات-( dowatt  ) را پیدا کرد ،یک نفر از اعضاویا اقوام داماد به منزل پدر عروس می رفت واز آن ها اجازه عقد و ازدواج می خواستند،درصورت رضایت باز هم هدایایی به خانه پدر دختر می آوردندبه ویژه برای مادر عروس که باید عقد با رضایت قلبی وی صورت می گرفت . در گذشته رسم نبود که عروس را با خود به نزد ملا ببرند بلکه وسیله کوچکی از عروس مثل سنجاق ،سوزن ،روسری ویا هر چیز دیگری از طرف او با خود می بردند . هنگام دادن آن وسیله مادر دختر جمله :خیر بیینی را می گفت وبرای آنها آرزوی خیر و برکت در زندگی می کرد. بعد از عقد هردو خانواده برای اجرای مراسم عروسی آماده می شدند، به طور معمول بین عقد و عروسی مدت زیادی فاصله نبود ،شاید چند روز تا یک هفته.

7) حنا ونو)   hanaa-vano   ) حنابندان
این مراسم بعد از عقد ویک شب قبل از عروسی انجام می شد. به این صورت که عده ای از بستگان داماد همراه با چند زن به منزل پدر عروس رفته تا شب را در آنجا گذرانده وضمن انجام مراسم حنا بندان ،فردا عروس را با خود به منزل داماد ببرند . این عده متشکل از تعدادی زن ومردان که بعضی سوار بر اسب وتفنگ همراه دارند. شب هنگام مراسم حنا ونو برگزار می شد ،دست وپای عروس و دختران جوان و زنان دیگر را حنا می بستند. عده ای نیز به رقص وپای کوبی به دور آتش که در وسط افروخته اند مشغول بودند.ترانه هایی توسط زنان خطاب به عروس خوانده می شد:
سیت بیارم (2) باری گل و باری حنا           حنایا سی دس و پاته گلیا سی سر جا
(sit-biaa ram –baari-gol-bari-hanaa- hanaa ya –si-daso-paata-goleyaa-si-sare jaa)
یا زنان و دختران خویش عروس می خواندند:
چی کنیم چی نه کنیم و دس خوورمون هابرن          دور خیمه اش گل بکاریم جای دیری نوورن...
(che-kanim-che –nakani-mo-das khovar-mon-haa-baran-dore khey mash-gol-bakaarim-gaye-dire-novaran)
8) دوات(   dowaatt  )عروسی
به محض اطلاع اقوام داماد از عروسی هر کدام یک یا چند گوسفند برای خانواده داماد می بردند. این کمک وهمکاری ،متقابلا" هنگام عروسیهای دیگر اقوام جبران می شد که نشانه روحیه تعاون  ومشارکت عمومی در کارها بود.صبح روز بعد از حنا بندان بعد از صرف صبحانه مادر عروس وسایل وشیرینی های عروس را آماده می کرد،معمولا" شیرینی هایی که به مهمانان داده می شد توسط خانواده عروس تهیه می شد همچنین موظف بودند تعداد زیادی دستمال جهت نقل و شیرینی تهیه کنند. لوازم وجهیزیه عروس که شامل : قالیچه دست باف ،تشک ،بالش،هورسبو(   hurasbo  ) نوعی خورجین که در آن لباس یا خوراکی می گذاشتندواز جنس پشم وتوسط خود دختر بافته می شد ،ماشته(  maaash ta )جاجیم، نوعی رختخواب پیچ که آن هم از پشم ودر رنگ های مختلف بافته می شد ، لباس وظروف وچیزهایی دیگر که مورد احتیاج یک عروس بود نیز آماده می شد.
هنگام بردن عروس به خانه شوهر که اصطلاحا" عروس برون می گویند ،چندین سوار زن و مرد با لباسهای زیبا وخوش رنگ محلی مزین به حمایلی از قطار فشنگ وتفنگ با همراهی ساز و دهل به خانه پدر عروس رفته تا عروس را سوار بر مادیان سفیدی  به نام سوز کیو( soz-qio ) نمایند. روی مادیان را نیز پارچه های رنگارنگ به روی نوعی زین ویا کجاوه به نام تلمیت( talmit  ) می بستند وبه سمت منزل داماد عزیمت می نمودند. معمولا" شخصی غیر از داماد عروس را بر مادیان سوار می کرد وبرادر داماد یا یکی از بستگان نزدیک او کمر عروس را با شالی رنگی می بست ،لای آن مقداری نان وشیرینی به خاطر برکت وخوش یمنی می گذاشتند . این شال باید در خانه داماد از کمر عروس باز شود .
در محل اقامت وسکونت داماد خانواده او تدارک نهار یا شام مفصلی را در محیطی سرسبز وبا صفا با بر پا نمودن آلاچیق وسایبانی که از شاخ و برگ درختان درست می کردند به نام کولا(   koolaa ) می دیدند. کف کولا را با قالی ونمد هاوگلیم های زیبا ونقش دار مفروش می کردند . با نواختن ساز و دهل زنان و مردان دست در دست هم مشغول باختن (    baakh tan  ) رقصیدن می شدند .ساز و سماع و سرنا ودهل وکمانچه وتنبک ار آلات موسیقی هستند که در آیینهای عروسی از انها استفاده می شد. رقص بومی ابتدا با ریتمی آرام در مقام سنگین سما (   sangi-samaa  ) توسط نوازندگان شروع شده وبه مقامهای دیگر به نام دوپا ، سه پا،شانه شکی ،لرزم لرزانه وچپی به اوج خود می رسید.
در بیشتر آیین های عروسی ترانه هایی هم بدون همراهی ساز وآواز وتنها با هم آوایی زنان اجرا می شد که از جمله آنها می توان به سیت بیارم(برایت بیاورم) بینا بینا(  bena-bena)
)وبزران بزران (   bazaraan-bazaraan   ) اشاره کرد . نمونه ای از ابیات سیت بیارم:
سیت بیارم(2) چاریکی گوشت بره         بونی وا شون دوما تفنگکه پس نوقه ره
(sit-biaaram-chaaraki-goosh ta-bara- bonito-vaa-shona-domaa-tafang ke-pas-noqara)
برایت یک چارک گوشت بره بیاورم        به شانه های شاه داماد یک تفنگ قنداق نقره بندازید
ژیره کوفتم ،ژیره بیختم و گرت ژیره وم نشس           شا دوما ده کل دراوما سر تا پا گل وم نشس
(zhira_koftam-zhira-bakh tam-garta-zhira-vam –nashes- shaadomaa-da-kal-daroma-sartaa paa-gol-vam-nashes)
زیره کوبیدم و زیره بیختم ،گرد زیره به رویم نشست    شاه داماد از در در امد سر تا پا گل به من بارید

دختری دو ایل هاری اشه بانو نومه شه                 کلیکیاش چی نی قه له مه مرواری دنونشه
(dokhtari-doo-ile-haari-asha-baanoo-nomasha-kelikyash chi-ney-qalama-morvaari-danonasha)
یک دختر از ایل پایین دست اسمش اشه بانو است      انگشت هایش مثل نی و دندانش چون مروارید است
انار مشکن (2) مر ایمون انار هریم                 سوز کیونه زین کنیتو ایمونیش عروس بریم
(anaar-mashkan-mar-imon-anaar- harim-soz kio na-zin-kanito-imonish-aroos-barim)
انار را مشکن مگر ما انار می خوریم           مادیان سفید رو آماده کنید ما عروس می بریم
با نزدیک شدن کاروان حامل عروس به آبادب ،نوازندگان مستقر در محل اقامت داماد با ساز و دهل وبا همراهی سوار کاران محلی با شلیک تیر و نواختن ساز به استقبال آنها می روند. در این هنگام حاضران ونزدیکان دو خانواده عروس و داماد با پرداختن پول به سازنه)  saazana    ) نوازنده ساز وبازنه(
baazana  ) رقاصان وچوپی کش(   choopi kash ) سردسته رقاصان که در جلو گروه ودستمال به دست می رقصد ، آنها را شواز (  shavaaz ) شاباش می گویند. با گفتن شواز رقاصها به وجد آمده وبهتر می رقصیدند. داماد عروس را از مادیان پایین می آورد ،جلوی پای عروس گوسفندانی سفید قربانی می کنند.این نشانه احترام و ارزشی است که عروس برای خانواده دارد ،گوسفند باید سفید باشد که خوش یمن و مبارک باشد . داماد عروس را به سمت محلی به نام چیت جا (   chit-jaa  ) می برد. چیت جا محلی است که در زیر سیاه چادر برای او درست می کردند ووسیله ای است که از نی وریسمان ساخته می شد ،این چیت را در گوشه ای از سیاه چادر به صورت دایره نصب نموده ویک قالی در آن فرش ومحیط را خوش بو  می کردند تا عروس در آن بنشینداما عروس تا از طرف داماد هدیه ای دریافت نمی کرد نمی نشست .به این رسم ری گوشونه(  ri goshona    ) صورت گشودن می گفتند کسی که شال را به کمر عروس بسته بود دوباره باید آن را باز می کرد وهدیه ای در خور و رازشمند باید به عروس می داد. از این رو سعی می شد که کسانی که استطاعت مالی دارند این وظیفه را به عهده بگیرند. در همان حال مادر داماد جگر گوسفند قربانی را کباب کرده وبه داماد و عروس می خوراند،چه حکمتی داشت؟ شاید به این خاطر باشد که جگر سرشار از اهن است وعروس از همان لحظات اول ورود به خانه داماد باید با بهترین و مقوی ترین خوراکیها پذیرایی شود.
معمولا" یک زن ،مادر یا مادر بزرگ ،خاله ... واز بستگان نزدیک عروس به همراه او فرستاده می شد تا چند روزی که بساط عروسی به پاست کنار عروس باشد . شام عروس هم توسط مادرش فرستاده می شد . کسی که شام عروس را می آورد هدیه ای دریافت می کرد.
در این روز آیینهای دیگری هم رایج بود به ویژه در مناطق روستایی وعشایری ] از جمله بازی قیقاج، در این بازی جوانان ومردان عشای سوار براسب سعی در تیر اندازی به سوی اهداف ثابت واز پیش تعیین شده دارند وهر کس که می توانست در حال سوار کاری به هدف بزند برنده این بازی محسوب می شد.
در روز عروسی خانواده داماد با غذایی که از برنج وگوشت تهیه می شد وبه آن زیر برینجی  می گفتند از مهمانان پذیرایی می شد . غذای غالب عشایر به علت دامدار بودن ودسترسی به گوشت حیوانات همواره گوشت بوده که در گذشته که برنج در دسترس نبود با نان صرف می شد. اما در دهه های اخیربا برنج مصرف می شد وبه عنوان یک غذای تجملاتی واشرافی مورد مصرف قرار می گرفت.
بعد از صرف غذا خانواده داماد به هر یک از مهمانان دستمالی پر از شیرینی ونقل در داخل سینی به نام گل می گرداندند. اول آن را نزد بزرگ مجلس می بردند او هرچه قدر پول در سینی(   majma  ) می انداخت ،سایر مهمانان می بایست کمتر از ان پول در سینی بندازند . این کار برای محترم شمردن ومحترم ماندن بزرگ مجلس بود.
مراسم عروسی بسته به موقعیت اجتماعی خانواده ها تا هفت یا ده روز به طول می انجامید. بعد از اتمام مراسم ، مادر شوهر عروس را به سر چشمه می برد وعروس می بایست یک مشک آب را هفت بار ار آب پر و خالی می نمود وبار هفتم به منزل مراجعت می کردند. هفت عددی مقدس ومعنی دار در بین بسیاری از اقوام است. شاید برای اینکه عروس مورد نظر هفت پسر به دنبال هم به دنیا بیاورد. در پایان هفت روز خانواده عروس به منزل داماد آمده ودختر خود را جهت تاکید بر اکرام وتکریم خانواده خود به خانه می بردند،تا چند روز در خانه پدر می ماند وبعد از سپری شدن چند روز داماد برای باز گرداندن عروس می رفت . هنگام بازگشت عروس به منزل شوهر رسم بر این بود که از منزل پدر مقداری هدیه و سوغات که به آن باوانی (    bowaani) می گفتند با خود می آورد.

باورها و آیینهای مرگ و سوگواری قوم لر
مرگ وسنتهای دیرینه عزاداری بخش ویژه ای از فرهنگ مردم لر زبان را به خود اختصاص داده است . اما با وجود حرکت نسبتا" آرام سالهای اخیر این مردم به سوی مدرنیزه شدن وسعی آنان در عقب نماندن از قافله پیشرفت ،این سنتها بسیار کمرنگ ودر جاهایی متروک گشته اند ولی  هنوز مایه هایی از عناصر اصلی آن به جاست . مرگ در میان مردم لر زبان پدیده ای نیست که متجددانه با آن بر خورد شود وبه سادگی قابل پذیرش باشد ،که این به علت وابستگی های عاطفی این مردم است . گاه ایشان چنان از مردگان خود سخن می گویند که گویا زنده وهمراه ودر کنار ایشان هستند.
این فرهنگ غنی ،آداب و رسوم فراوان وبسیار ویژه ای را برای مرگ و سوگواری تعریف کرده . این مردم حتی در گزینش محل دفن متوفی می کوشیده اند تا فرد در گذشته را در قبرستانی دفن نمایند که متوفی و خانواده او به آن علاقه ودلبستگی خاص دارند.
مراسم عزاداری قوم لر همواره هزینه ای مساوی ویا حتی بیشتر از مراسم عروسی داشته است. مرگ افراد به سادگی بر گزار نمی شود ومجالس متعدد تا چهل روز به این مماسبت برگزار می شد.
آیین سوگواری ،پرس(pors) همراه با آداب ، رسوم وبینشهای کهنی که از روزگاران بسیار دور به جای مانده است بر گزار می شدوشامل مراسمی است که از هنگام مرگ افراد آغاز شده وتا مدتها ادامه داشت ،همان طور که ذکر شد آیین پرس نیز با گذشت زمان به ویژه در شهر ها تغییراتی را متحمل شده است.
هر مرد و زن لر به خصوص بزرگترها وریش سفیدان در فهرست وظایف اجتماعی خود باید یکی از برجسته ترین وظایفش را که شرکت در مراسم عزاداری است به نحو احسن انجام دهد وحق این مسئولیت خطیر را به درستی ایفا کند . آنها شرکت در مراسم عزاداری (پرس) را وظیفه انسانی خود دانسته وحتی اگر در عروسی های اقوام شرکت نکند،در مراسم سوگواری باید حضوری پررنگ داشته باشند وهیچ عاملی حتی کدورتهای قدیمی نیز نمی تواند مانع این اجتماع باشد.
از دیر باز تا کنون نواختن موسیقی عزا که در زبان لری به ان چمریونه(   chamari yona    ) چپی، شینی و... گفته می شود ،رسم دیرینه وپابر جای مراسم سوگواری بوده است وهمه با این آهنگ به عزاداری می پرداختند

کتل بندی(kotal  ) که در آن بدن اسب ویا اسبانی را به وسیله پارچه های سیاه و رنگی وگاهی سفید پوش می کردند وبرخی از ابزار متوفی را ب روی این اسبان قرار می دادند از آداب جالب این مراسم است .

فرهنگ مردم لر برای سوگواری مردان و زنان ،هریک نیز تعاریف و قوانین خاص خود را داشته است . مراسمی چون شین(  shin  )،پل بورو(  pal-boro )چاینه(  chaayna   )،مویه(   mooya )و...را زنان انجام می دادند ومردان مراسمی چون رارا، ترم برو(    tarm-baro  )و خره مالی (  khara-maali   ) را به عهده داشتند . این مراسم پر خرج مردم لر باعث به وجود آمدن یکی دیگر از فرهنگ های همکاری این مردم که همواره در اتحاد ونوع دوستی مثال زدنی بوده اند گردیه است. پرسونه(   porsona   ) که در ان افراد وخانواده های شرکت کننده در مراسم سوگواری وتسلیت گویی،هریک به فراخور خویش کمک نقدی ویا جنسی در اختیار خانواده متوفی قرار می دادندو می دهندوبا آنکه با گذشت زمان بعضی از این سنتها دچار تغییراتی شده است اما هسته اصلی این سنن هنوز پابرجاست وهنوز هم مردان وزنان برای سبک کردن بار خانواده متوفی هرچه در توان دارند با آنان قسمت می کنند.
روشن کردن چراغ تا سه شبانه روز برروی گور مرده شاید مهربانی بی شائبه ای باشد برای رفع ترس مرده ای که تنها در گور خفته است.
در شب اول مرگ عزیز خود خیرات می دهند ودر این شب وشب هایی که ممکن است تا یک هفته طول بکشد ،عده زیادی از اقوام درجه یک با آنها همدردی می کنند.
آیین های تشییع جنازه ،سوم، هفتم و چهلم وسال مردگان از رسومی است که از دیر باز وجود داشته است.
زنان و مردان این قوم پیش از این در مرگ یکی از نزدیکان ،تا یک یا چند سال لباس سیاه می پوشیدند.
در گذشته چون بیشتر اقوام دور و نزدیک سیاه می پوشیدند ،معمولا" صاحبان عزا بعد از برگزاری مراسم چهلم متوفی،با تهیه پارچه های رنگی به دیدن اقوام سیاه پوش رفته واز آنها درخواست می کردند که لباس سیاه را از تن درآورند. به هر صورت هیچ یک از آداب ورسوم این مردم به این اندازه گسترده وپر تشریفات نیست. شیوه برگزاری این آداب حاکی از نوع باورها واعتقادات این مردم است. اما امروزه عزاداری در بین اهالی شهرها وروستا ها تفاوت فراوان دارد،روستاییان بیشتر سنتها را حفظ کرده اند ولی در جوامع شنری بسیار کم رنگ شده اند. اما هنوز بسیاری از آیین ها در هر دو جوامع اجرا می شود.
نوع عزاداری برای مردان، زنان ،کودکان،کهنسالان،وانان و... بسیار متفاوت است ولی به طور معمول پس از درگذشت هر فرد آداب تشییع وتدفین  وی به جا آورده می شودوپس از آن مراسم پرس وی با حضور اقوام وبستگان واهالی محل برگزار می شود.
با در گذشت برگی ،خانواده وی وزنان ومردان خویشاوند نزدیک او همانند ،دختر،زن،مادروهمچنین چند تن از خویشان وهمسایگان پیرامون جسد جمع شده وبه زاری وشیون می پرداختند. زنان گیسوان خود را با چاقو می بریدند ویقه های خود را پاره می کردندوصورتهای خود را با ناخن خراش می دادند.
گیسو بران،پل بورو)    pal-boro   ) یکی از آداب دیرینه عزاداری در بین لرهاست که از ایرانیان کهن بر جای مانده استوریشه تاریخی دارد. درشاهنامه به تکرار در سوگ پهلوانان بزرگ آمده است، چنانکه تهمینه در سوگ سهراب گیسوانش را برید:
مراآن زلف چون تاب داده کمند            به انگشت بپیچید وازبن بکند
ویا هنگام کشته شدن سیاووش آمده است:
همه بندگان موی کردند باز                 فرنگیس مشکین کمند دراز
به کند ومیان را به گیسو ببست             به ناخن گل ارغوان را بخست
در میان لرها نیز این رسم هر چند در حال منسوخ شدن است اما بسیار متداول بوده است وزنانی که نسبت نزدیک با متوفی داشتند گیسوان خود را می بریدند وبالای گور ویا روی کتل می آویختند. از طرفی مردان خویشاوند متوفی اسب یا مادیان وی را با پارچه ویا الوان تزییین می کردند و دستار وکلاه او را به همراه تفنگ ویراق رزمی اش بر ان می آویختند، در این حالت اسب را کتل می گفتند .


ترم برو(   tarm-baro )
بعد از غسل وکفن کردن ، مردان با عزت و احترام فراوان وآداب خاص مرده را برروی چار چوبی که ترم نامیده می شد وبه منزله تابوت بود سوار کرده ومردان با گرفتن چهار گوشه ترم آن را به سوی قبرستان می بردند. اسب کتل شده متوفی را نیز در حالی که نوازندگان آهنگ پاکتلی می نواختند،با اندوه فراوان ودر حالی که زنان به دنبال آنان شیون و زاری می نمودند به سوی قبرستان ومحل دفن حرکت می دادند. بعد از تشییع وتدفین به خانه برگشته وبا روانه کردن پیکهایی به سوی آبادیهای مجاور واقوام دور ونزدیک به اصطلاح آنها را دنگ (  dang ) یا خبر می نمودندو اعلام م کردند که در فلان روز مراسم پرس (  pors  ) انجام می شود.
این در حالی بود که صاحبان عزا به شدید ترین حالت ممکن مشغول عزاداری بودند. شب هنگام عده ای چراغی روشن بر سر مزارش می گذاشتند واین چراغ تا سه شب می بایست روشن باشد.
در ان شب گوسفندی قربانی می کردند که به آن شو شوم(   show-shom  ) یعنی شام شب مرده می گفتند.
همچنین حلوایی تشکیل شده از خرما وروغن محلی درست می کردندوتا هفت شب این کار ادامه داشت در سه روز ،هفت روز وچهلم وسالگرد گوسفند ذبح می شد وچند نفر برای خوردن آن جمع شده وفاتحه می خواندند. بعد از خوردن هیچ کس بلند نمی شد وکنار نمی کشید تا بزرگ مجلس با صدای بلند بگوید: فاتحه وهمگی فاتحه خوانده وسفره را جمع می کردند.

در گذشته به دلیل اینکه مردم در فصول مختلف کوچ می کردند و از یکدیگر دور بودند ،در صورتی که یکی از بزرگان  در می گذشت از طریق پیکی به اقوام و آشنایان فوت متوفی را خبر می دادند و اعلام می کردند که در چه زی مراسم پرس بر گزار می گردد . بنا بر این اقوام هر کدام از نواحی مختلف که زندگی می کردند با تعدادی از زنان و مردان بزرگ و سالخورده با اسب یا مادیانی که پارچه های رنگارنگ که معمولا از سر بند های رنگی زنان ایل بود می پوشاندند(کتل ) وهر کدام از مردان با چسباندن تکه ای از پارچه سیاه ویا قسمتی از سیاه چادر بر روی شانه های خود با نشانه عزاداری وزنان شیون کنان از اطراف می آمدند وبه محض ورود به منزل متوفی شیون ها شدت می یافت . مهمانان درراه سر وشانه های خود را گل ،خره (  khara  ) مالیده در نزدیکی منزل صاحب عزا زنان یقه های خود را پاره می کردندمعمولا" مردان بر شانه ها و زنان بر سربند هایشان گل می مالیدند. این عمل هم برای ابراز همدردی وهم نشان احترام خود به متوفی بود. نمود این آیین را در عزاداری ایام محرم وروز عاشورا می بینیم.
زنان با ناخن گونه های خود را می خراشیدند واین عمل ادامه داشت تا یکی از زنان میزبان دست یکی از آنها را به نشانه منع از این کار می گرفت و دیگران نیز به تبعیت از او دست از شیون می کشیدند.
مردان نیز به همین صورت به محض مواجه شدن با مردان میزبان که در جلوی سیاه چادر ایتاده اند فریاد بو-بو-بو ( bow-bow  ) به معنی باب مشتق از بابا ،سر می دادند وبر سرو روی خود می زدند . بعد از دلجویی به وسیله میزبان وصاحب عزا  به داخل راهنمایی می شدند.
چاینه:chayna)
قبل از نشستن زنان یکی از انها که اشعار حماسی ویا اشعاری در وصف مردگان بلد بود شروع به خواندن اشعار با صدای بلند و رسا می نمود ،این اشعار با آهنگ خاص ادا می شد ودیگر زنان در حالی که دور او حلقه زده بودند ،او را همراهی می کردند . این اشعار مملو از تصاویر حماسی وتغزلی بود . عظمت شخص متوفی در این سوگ سرایی ها به درستی برای حاضران تصویر می شدونوعی قداست به آن از دست رفته می بخشید. این اشعار در وصف دلیریها،جنگاوری هاو شجاعت های متوفی بود . اشعار ومراثی برای مردان ، زنان ،جوانان،کودکان،دختران،کهنسالان و... متفاوت بود وبرای هر کدام اشعار وابیات خاص ودر خور مقام او خوانده می شد مثلا" مرثیه شخص مومن ومذهبی با شخص جنگ آور وشکارچی متفاوت بود ویا دختران با زنان وبه همان نسبت زنان هم طبق درجات وفعالیت هایشان. در کل هر فرد بسته به خصوصیات روحی ،جسمی،اخلاقیو فعالیت هایش اشعاری مخصوص ادا می شد.

،اسب کتل شده را فردی می گرفت و گوشه ای می بست . زنان ومردان صاحب عزا استقبال مهمانان آمده و رودر روی یکدیگر شیون سر می دادند .
گاهی نیز مرگ وی به وسیله صدای ساز و دهل که به صورت غمگین وسنگین نواخته می شد به اهالی خبر داده می شد.
مویه(    mooya    )
بعد از ان زنان می نشستند وشروع به مویه گری می کردند.مویه گری در بین زنان کلیه اقوام لر هنوز هم متداول است . درجمع زنان آن که از لحن خوش صدا برخوردار است ومراثی را از بر می داند یا به صورت فی البداهه مرثیه می گوید ،در ابتدا شروع به خواندن مویه می کند وسپس دیگران با او هم چون یک گروه کر با او هم آواز می شوند. در حقیقت بار اصلی آیین سوگواری بر دوش زنان است. آنان با مویه گری انفرادی واغلب جمعی ،فضای تاثر انگیز ودر عین حال تسکین دهنده ای ایجاد می کنند. در این مویه ها از متوفی تعریف می کنند و معایب ونقایصش را به دست فراموشی می سپارند.
مویه گری در میان این قوم قدمت چند هزار ساله دارد به طوری که رومن گیرشمن باستان شناس معروف فرانسوی بر اساس مطالعه آثار مفرغی لرستان چنین اظهار می دارد:"... احتمالاگ زنهایی را هنگام تدفین اجیر می کرده اند تا گریه و زاری کنند وموهای خود را بکنند زیرا دو مجسمه برنزی در میان این اشیا وجود دارد که دو زن را در حال گریه کردن وکندن موی خود نشان می دهد(پیر نیا.حسن. ایران باستان) اما به نظربنده با توجه به سابقه نوحه گری و شیون در این سرزمین این مجسمه ها نه تنها نشانه اجیر کردن نیستند بلکه نماد و نشانه ای از عمل زنان در ان دوره است . زیرا همه زنان در هنگام مرگ عزیزان این اعمال را انجام می داده اند ومفرغهای لرستان چنان که می دانیم بسیاری از آیین های مذهبی و غیر مذهبی را در خود انعکاس داده است.
نمونه ای از اشعار و مراثی مویه لری:
دالکه مویه بیار سیم ده دل و جو(             delo-jo  daalaka-mooye-biaar sim-da-
ده مین سر مویاکت نومم بلنگ کو(da-mina-sar-mooyaakat-nomam-balang- ko
بر گردان: ای مادر از صمیم قلب برایم ناله کن ودر میان مویه هایت نامم را بیان کن.
سوخته دل بسیار و کس چی خوم نسوخته(sokhta-dal-besyar-o –kas-chi-khom-nasokhta
قفسم حالی منه بازم گریخته(qafasam-haali-mana-baazam-gorekhta
برگردان: دل سوخته بسیار است اما کسی مثل من نسوخته است .قفسم خالی شده وباز ما گریخته است.

بعد از مدتی گریه و زاری وموییدن یک نفر از زنان که معمولا از صاحبان عزاست همه را دعوت به صبوری و خویشتن داری می کند وتا حدودی مجلس آرام می شد .بالاخره پس از برقراری سکوت( عملا" هیچ گاه این سکوت برقرار نمی شد زیرا هر لحظه گروه های عزادار دیگر از راه می رسیدند واین اعمال کماکان تکرار می شد). یکی از میزبانان گل های سر آنها را پاک کرده ویقه های پاره انها را با سوزن ونخ می دوختند. اگر این کار انجام نمی شد بی احترامی به مهمانان محسوب می شد .
در گذشته بر خلاف امروزه با پیش آمد مصیبتی برای یک خانواده هر روز یکی از فامیل ویا همسایه ها شام یا نهار سوگواران را تقبل می کرد اما امروزه همه مسئولیتها به عهده صاحب عزا است ودیگران با دادن پول ویا کمک های جنسی از قبیل آوردن گوسفند ویا.. به آنها کمک می کنند.
مردها بعد از عزاداری وگریه وزاری برای متوفی فاتحه خوانده وهر کس با توجه به توان مالی خود پرسونه(         (porsona)  می پردازد . همان طور که قبلا" ذکر شد پرسونه کمک نقدی و غیر نقدی است که اقوام وآشنایان برای کمک و همدردی در انجام هزینه های سنگین عزاداری به خانواده متوفی می دهند ، البته این کمک متقابلاگ در دیگر مراسم از قبیل شادی یا سوگواری جبران می شود.
با پایان یافتن روز که گروه های فاتحه خوان قصد مراجعت به منزل خود را داشتند ف خانواده عزادار پارچه های روی کتل را باز کرده ودر یک دستمال می گذاشت وهمراه اسب به صاحبش باز می گرداند.
در گذشته مرسوم بود که اکثر اقوام برای از دست رفته سیاه می پوشیدند وهر کس سیاه می پوشید باید آداب آن را هم رعایت می کرد. مثلا" به هیچ وجه زیور الات به خود نمی بست وآرایش نمی کرد واز وسایلی که برای زینت وآرایش به کار می رفت مثل ،حنا به شدت خود داری می کرد . بعد از چهل روز که مراسم چهلم بر گزار می شد باز به همان صورت قبلی مراسم سوگواری بر گزار می شد زنان ومردان به فاتحه وپرس می آمدند وبعد از اتمام ،همه به خانه های خود بر می گشتند . چند روز بعد صاحبان عزا چند قواره پارچه رنگی تهیه کرده وبه منازل افرادی که لباس سیاه به احترام آنها پوشیده اند می رفتند واز انها در خواست می کردند که لباس خود را تعویض و احیانا" مراسم شادی و یا عروسی در پیش دارند انجام دهند.

منابع:
افشار سیستانی .ایرج،مقدمه ای بر شناخت ایلها ،چادر نشینان وطوایف عشایری ایران. تهذان: انتشارات موسسه آموزش وانتشاراتی نسل دانش. نوبت دوم ،1368
دمانت مورنتس.اینگه/اریا. محمد حسین. کوچ نشینان لرستان. تهران:نشر پژوهنده. 1377
شهبازی.عبدالله،مقدمه ای بر شناخت ایلات و عشایر. تهران: نشر نی . 1369
علیرضایی .کرم، تاریخ وفرهنگ کهن سرزمین. تهران:نشر مهرانشهر.1380
محرر.ایرج.آیینه آیینها وافسانه های لرستان.بنیاد نیشابور،1365
موسوی نژاد . ابراهیم ،نوذرپور .علی.مقدمه ای بر فرهنگ عشایر ایران.تهران: آنزان،1382
همایش فرهنگ لر.خلاصه مقالات سومین همایش از سلسله همایش های فرهنگ شناسی.گروه انسان شناسی دانشکده علوم اجتماعی.معاونت پژوهشی دانشگاه تهران: زمستان1380

منابع اینتر نتی:
http://mobarezan.com/post-50-aspx
http:// mobarezan.blogfa.com/ post-50aspx
 
کلیه حقوق این پایگاه، برای پایگاه اطلاع رسانی ناصر فکوهی محفوظ است.