می توان گفت امروزه تلویزیون جزء لاینفک فضاهای خانگی به حساب می آید.این وسیله الکتریک که با تکوین از شکل های اولیه تا به امروزجای خود را در میان اعضای خانواده باز کرده،دیگر تنها رسانه ای برای انتقال اطلاعات،خبر و یا پخش فیلم های سرگرم کننده به شمار نمی آید بلکه با اشکال متنوع خود برجنبه زیبایی شناختی اش افزوده و به عنوان جزئی از چیدمان حریم عمومی منازل قرار گرفته است.
تلویزیون با ورود خود قدرت بی بدیلش رابه سایررسانه های کتبی و رادیو ثابت کرد،این توانایی که حاصل جمع حواس شنوایی وبصری در کناریکدیگربود تأثیر خود را در همه زمینه ها به منصه ظهور گذاشت تا جایی که تبدیل به فراگیرترین رسانه جمعی ،با شمار مخاطبان توده ای میلیونی شد.در سالهای بعد استفاده از تلویزیون جنبه های مختلفی به خود گرفت که از ورود اشکال جدیدی از برنامه سازی ها،اقبال عمومی به طور واحد به برخی برنامه های خاص ،الگوسازی و الگوپذیری مردمی شروع وتا نگرانی های برخی گروهها نسبت به پدیده اعتیاد به رسانه،ایجاد اختلال در فعالیتهای ذهنی و بدنی کودکان وابسته به آن وانجام مطالعات وتهیه آمارهایی از چگونگی برخورد مردم با این وسیله وبرنامه های محبوب آنها را به دنبال داشت.علاوه بر اینها سالانه به حجم ایده های جدید و خلاقیت های تلویزیونی اضافه شده و برنامه ها در قالبهای جدیدی شکل گرفتند،در این میان آگهی های تبلیغاتی نیز کار خود را بعد از جنگ جهانی دوم در تلویزیون آغاز کردند.در همین راستا تلویزیون توانست در این خصوص نیز گوی سبقت را از سایر رقبای خود برباید و با اشکال متنوع تبلیغات در زمینه های رنگ، نوارهای ویدئویی و گرافیک های رایانه ای سود حاصل از تبلیغات را بیش از پیش بالا برده و به طور مثال در آمریکا فقط در 5 سال(1950 تا 1945) از 9/2 میلیارد دلار به 7/5 میلیارد دلار برساند.15 سال بعداز جنگ جهانی دوم روند ساخت تبلیغات تلویزیونی به اوج خود رسید وبا ورود سرزده کالاهای رنگارنگ از دریچه تلویزیون به داخل منازل؛الگوهای جدید مصرف شهری را به بینندگان عرضه کرد.دیگر اطلاع رسانی کالاهای تازه وارد به صورت شفاهی و کتبی صورت نمی گرفت،بلکه تبلیغات تلویزیونی انواع و اقسام دستاوردهای جدید از خودروها و بزرگراهها گرفته تا پودر رخت شویی و پوشک بچه را به مردم معرفی می کرد.در این بین کالاهای خانگی نیز به دلیل تعدد و تنوع بالا از این قاعده مستثنا نبوده و با خیره کردن چشم بینندگان تولیدات جدید را به نمایش می گذاشتند.پس رسانه ای مثل تلویزیون به مخاطبان خود یاد می داد که چه چیزی را؟چگونه؟ودر چه میزان؟مصرف کنند.تبلیغ کالاها که حالا دیگر از شکل صرفا توصیفی خارج و با هنر تصاویر متحرک ،صداوموسیقی همگام شده بود تعیین می کردند که فضای خانه ها از چه کالاهایی انباشته یا چه وسیله ای باب روز محسوب شود.این جریان رسانه ای که تا امروز ادامه داشته ،به جزء جدا ناشدنی جوامع تبدیل شده که با در دست گرفتن ابزارهای تخصصی تأثیر بی واسطه برخواست وسلیقه مردم می گذارد و صراحتأ به آنها اعلام می دارد از چه نوع کالاهایی استفاده کنند،اما این تنها یک گونه از پیام رسانی تبلیغاتی است که عنوان "مستقیم"را به آن اطلاق می کنیم. شکل دیگر تأثیرگذاری به صورت "غیرمستقیم"انجام می گیرد.معرفی کالاها در تلویزیون همچون رسانه های دیگر مثل رادیو و روزنامه که صرفا خود کالا را به نمایش می گذارند ،صورت نمی گیرد بلکه هر کالایی در مجموعه ای از تصاویر ،اشیاء،گفتگوها و اشخاص نمایش داده می شود.لوازم خانگی در فضای منزل و در کنش های اعضای خانه نسبت به آن معرفی می شود.پس از 1948 گیرنده های خانگی معبری برای نمایش شکل سنتی و متعصبانه الگوهای تبلیغات و نقش مردان،زنان و کودکان در آنها به حساب می آمدند که البته در دهه هفتاد با دگرگونی مواجه شد،انجمن تلویزیون کودک ،پای برخی از محدودیت ها را پیش کشید و اظهار داشت که آگهی ها نباید کودکان و نوجوانان را مورد هدف قرار دهند و همچنین جنبش آزادی زنان به فعالیت هایی در ارتباط با تصاویر عرضه شده از زنان در آگهی ها پرداخت؛ از سویی در این دهه که دوره بیداری در تبلیغات به حساب می آید ،درآمد جمعی حاصل از آگهی ها از 19.6 میلیارد دلار در 1970 به 54.6 میلیارد دلار در 1980 رسید و سهم تلویزیون از 3.6 میلیارد دلار به 11.4 میلیارد دلار بالغ شد .بعد از 1984 نیز انقلاب خلاقانه ای در زمینه آگهی ها صورت گرفته و مسیر تنوع و نوآوری در تبلیغات هموارتر گشت.در ایران نیز اولین بار در فروردین 1348 آیین نامه ای تحت عنوان "آیین نامه تنظیم امور اعلانات"به تصویب رسید.از آن زمان و به ویژه با شروع دوران سازندگی آگهی های تبلیغاتی در میان برنامه های تلویزیون کشورمان به طور جدی نقش افرینی کردند.از انواع کالا هایی که در رسانه ملی تبلیغ می شود ،کالاهای خانگی هستند یعنی هر آنچه استفاده اصلی اش در منزل تعریف می شود.به تبع این تبلیغات نیز در محیط خانه و از طریق افرادی در قالب اعضای خانواده به نمایش گذاشته می شود و می توان گفت آنچه "پیام غیر مستقیم" این تیپ از آگهی ها ی تلویزیونی را شکل می دهد همین محیط خانه و افراد متعلق به آن است.اغلب،تبلیغ کالاهای خانگی در گونه داستانی(تصاویر کوتاه همراه با موسیقی)و سبک زندگی(نمایش موقعیتی از زندگی افراد و چالش پیش آمده در خانه) ساخته می شوندو در نتیجه بیننده را با شکلی از فضای خصوصی درگیر می کند که به شیوه ای خاص آماده شده است. جالب توجه است که مطالعات گواهی می دهند غلبه فضا و افراد بر محصول می تواند منجر به جابجایی تمرکز بیننده از محصول به محیط و اشخاص شود.به طور مثال تکرار نمایش چیدمان غربی در پیش زمینه محصولات مورد نظر که کارکرد محصول در کنار آنها به شکلی لذت بخش مطرح می شود،می تواند تعیین کننده اشکال جدید قرارگیری اجسام در کنار هم در واقعیت و چیدمان خانه های ایرانی باشد،هر چند که بیننده معترف به برداشت مستقیم از تبلیغات تلویزیونی نباشد اما آگهی ها با در گیر کردن روزانه ذهن بینندگان،ذائقه و سلیقه آنها را تغییر می دهند.در نتیجه محیطی لذت بخش که غذاهای خوشمزه در وسایل آشپزخانه آن پخته می شود و دستگاه خنک کننده گرما را به خنکای بهاری تغییر داده و کف پوش ها آنچنان نرم است که کودک ساعتها بر روی آنها بازی می کند از طریق رسانه الگوسازی می شود.از سویی حضور افراد در خانه و در کنار وسایل منزل برای برقراری ارتباط و القای مفهومی خاص (اغلب در قالبی داستان گونه) دیده می شود.در سالهای اولیه ، کالاها از طریق روایت (narrative )، به بینندگان عرضه می شدند اما رفته رفته با پیشرفت تکنیکی، اشکال دیگری از ساخت آگهی های تجاری پا به میدان گذاشتند.اما آنچه در تبلیغات کالاهای خانگی پر رنگ جلوه می کند حضور زنان در کنار این وسایل و ایفای نقش از طریق آنها است.
مدل نمایشی زنان آگهی های نخستین ،خانه دار و مادرانی جستجو گر بودندکه به دنبال راههایی برای آسان تر و بهتر کردن زندگی فرزندان و شوهران خود می گشتند. امروزه نیز حضور محوری زنان ، در آگهی های مربوط به وسایل خانه معنی پیدا می کند.زنانی که نگرانی های مکرر روزانه شان را غذا،آماده بودن منزل و مورد رضایت قرار گرفتن از جانب دیگران شکل می دهد. و حتی به کار گرفتن وسایل مدرن (مثل ماکروویو)تغییری در نقش آنان که همیشه مامور امور خانه و آشپز خانه به حساب می آیند ایجاد نکرده.تصاویر ارائه شده از مردان اما کاملا متفاوت است،مردان اغلب محصولاتی را تبلیغ می کنند که در بیرون از خانه به کار گرفته میشود (ماشین،روغن موتور،کارتهای اعتباری،بیمه و...)و حضورشان در محیط خانه نیز در کنار کالاهایی مثل تلویزیون ،کولر،ضبط صوت و...به نمایش گذاشته می شود.پس هرچه به آشپزخانه نزدیکتر می شویم ،مردان در قالب دریافت کنندگان خدمات (در حال لذت بردن از دستپخت زنان،تمیزی خانه،لباس و...)و زنان در نقش سرویس دهندگانی که برای رضایت آنها می کوشند،دیده می شوند.زمان پخش آگهی ها نیز به نحوی زنانه ومردانه قابل تقسیم بندی اند.صبحها،تبلیغات مربوط به وسایل و کارهای خانه به ویژه آشپزی برای زنان و شب ها پخش آگهی های مربوط به وسایل تکنولوژیک و متعلق به خارج از خانه برای مردان.
موارد ذکر شده خاطر نشان میکند که آگهی های بازرگانی را نمی توان میان برنامه هایی منفعل به حساب آورد که تنها پایان یک برنامه و شروع برنامه ای دیگر را اعلام می کنند.این سلسله تصاویر کوتاه تلویزیونی دربر دارنده پیامدهای فرهنگی هستند که در اشکال مستقیم و غیر مستقیم بر زندگی مخاطبان خود تأثیر گذارده و علاوه بر نمود خود در زندگی روزمره ،واکنش های متفاوتی را نیز به دنبال دارد.