یگانگی سوژه و ابژه در شناخت شناسی فمینیستی(لادن رهبری)

Pareha-shenakht feministi.jpg

شناخت شناسی فمینیستی بر آن است که جهان مورد شناسایی و فرآیندهای نیل به شناخت را از دیدگاه زنان مورد بررسی قرار دهد. فمینیست ها معتقدند که کار زنان دارای وحدت فعالیت های یدی و ذهنی و عاطفی است. کار یدی و عاطفی زنان مردان را از نیاز به مراقبت از بدن های خودشان و محیطی که در آن زندگی می کنند بی نیاز می کند و به آن ها اجازه می دهد که در جهانی انتزاعی زندگی کنند که در آن کار زنان به عنوان یک فعالیت غریزی و طبیعی در نظر گرفته می شود. طبیعی جلوه دادن کار زنان آشکارا از اهمیت آن می کاهد و ارزش آن را ناچیز می انگارد. شناخت شناسی فمینیستی که به جای شناخت شناسی مردانه مطرح می شود در تقابل با دو گانه انگاری دکارتی قرار می گیرد که ذهن را در مقابل بدن و هر دو را در مقابل احساس و عاطفه قرار می دهد و معتقد است که در کار زنان می توان نمود ذهنی، عاطفی و یدی کار را مشاهده کرد.
فمینیست ها معتقدند که رفتارهای تیمارگرانه ی زنان که در محیط های خانگی و کاری زنان نمود پیدا می کند، خاستگاه اجتماعی دارد نه غریزی و ژنتیکی. از زنان حتی در محیط کار نیز انتظار می رود که رفتارهای به اصطلاح مادرانه ی خود را حفظ کنند و با همکاران مرد خود نیز به همین شیوه رفتار کنند.
شناخت امروزی به ادعای فمینیست ها شناختی مردانه است و چون ویژگی های مردانه دارد زنان برای این که شناسنده باشند باید بیاموزند که برای شناسنده بودن از دید مذکر به شناخته ها نگاه کنند، همان طور که یاد می گیرند از دیدگاه مردانه به خود نیز به عنوان موضوع شناخت بنگرند. فمینیسم برای تعریف یک شناخت شناسی زنانه معتقد است زنان باید پیش از هر چیزی به شناخت خود رو بیاورند و بیاموزند که با نگاه یک زن و نه با دیدگاه شناختی یک مرد به خود نگاه کنند تا بتوانند با کالبد خود و با ساختار بیولوژیک بدن خود آشنا شوند. این همان یگانگی سوژه و ابژه است که فمینیست ها می خواهند به آن دست پیدا کنند. آن ها ادعای برابری بیولوژی زن و مرد را ندارند ولی تعریف کنونی جنسیت را نیز نمی پذیرند. شناخت مردانه که خود توسط ساز و کارهای استیلای جامعه مورد حمایت قرار می گیرد، در تعریف جنسیت گزینشی به عمل می آورد و بخش هایی از وجود زنان را نادیده می گیرد. این نادیده انگاری ابعاد وجود زنان به خصوص در مورد نیازهای جنسی زنان معضل بسیار حاد جوامع امروزی است. شناخت مردانه زن را به عنوان ابژه ی منفعل تعریف می کند و فمینیست ها می خواهند این دیدگاه را تغییر داده و نگرش به زن را ابژه ی منفعل به سوژه ی فعال تبدیل کنند.
به اعتقاد فمینیست ها، نیروهای سلطه یک نوع مردانگی انتزاعی را تعریف می کنند که از بدو تولد در فرد درونی می شود. درین جا فمینیست ها با بهره گیری از روان کاوی این فرآیند درونی سازی را به این شکل توضیح می دهند: "روابط خود، دیگری و محیط در فرهنگ هایی که زن در آن ها وظیفه ی پرستاری از کودکان را به عهده دارد، به گونه ای است که محیط به کودک مذکرآموزش می دهد که خود را و هویت فردی اش را در سرکوب دیگری که درین جا پرستار اوست بیابد. در واقع پرستار کودک اولین دیگری سرکوب شده برای استقرار هویت فردی کودک است. این رفتار به عنوان اولین رفتار جنسیت دهنده بر کودک مذکر تاثیر می گذارد. رفتارهویت یاب او، او را به سرکوب ویژگی های زنانه و گرایش به خودمحوری سوق می دهد و ابعاد زنانه را از ذهن او پاک  می کند و باعث می شود که فرد در آینده محدودیت های اساسی در درک تجربه های زنانه داشته باشد و به کل از دنیای زنان به دور باشد. همین ناتوانی در درک ابعاد زنانه به شناخت مذکر می انجامد که سبب پیدایش علم و فلسفه ی مردانه می شود."
 اما این سازو کاری که توصیف شد هر چند که زیر ساختار اساسی اندیشه در اغلب جوامع امروزی است، از لحاظ شدت و ضعف عمل متفاوت است. برای مثال در جامعه ای ممکن است کودک مذکر را از گریه کردن نهی کنند و به او بفهمانند که گریه کردن کار زنان است و نه مردان و در جامعه ای دیگر پا از این فراتر می نهند و تمام زنان خانواده حتی مادر (مگر مادر بزرگ) وقتی پسر خردسال خانواده پا به جمعشان می گذارد باید برای ادای احترام به او از جای برخیزند.
به همین ترتیب عادات روابط جنسی زن و مرد نیز پیرو روابط قدرت و استیلاست نه ویژگی های ژنتیکی و غریزی. شناخت ما از این روابط تا به امروز شناختی کاملا مردانه بوده است. راه حل این مساله بدون شک محکوم کردن بی بروبرگرد شناخت مردان و جایگزین کردن شناخت زنانه نخواهد بود بلکه باید با حذف دیدگاه های غرض ورزانه و تصحیح افراط و تفریط ها و آمیختن دیدگاه های درست با وجهه نظر زنانه شان، شناخت زنانه را نیز وارد مرحله ی عمل کرد و نشان داد که اگر شناخت زنان تا به امروز به دلیل عدم دستیابی به تکنولوژی ها و سازو کارهای قدرت که دانش را از نسلی به نسل دیگر منتقل می کند نتوانسته است به مرحله ی عمل برسد، نشان دهنده ی ضعف آن نیست.
همان طور که اشاره شد شناخت شناسی فمینیستی که با ویژگی یگانگی سوژه و ابژه شناخته می شود، بیولوژی زنان را مورد مطالعه قرار می دهد و این به دلیل اهمیتی است که این موضوع امروزه در مسایل زنان و به خصوص در بحث ستم جنسی در روابط زناشویی دارد. شناخت واقعی و همه جانبه از نیازهای زنان تنها زمانی حاصل می شود که زنان خود بتوانند در رابطه با نیازهای خود شناخت کافی کسب کرده و لب به سخن بگشایند.
در طول تاریخ نه تنها شناخت از بیولوژی زنان نادیده انگاشته شده، بلکه کالبد زنان مورد توهین و تحقیر نیز قرار گرفته است. قصه هایی چون ناقص العقل بودن زنان و بهره مندی آنها از وزن کمتر مغز نسبت به مردان و ضعیف انگاشته شدن اندام های تناسلی زنان که در تولید مثل منفعل در نظر گرفته می شدند و نسبت دادن انواع صفات چون سرد، اسفنجی و منفعل به زنان از نمونه های این تحقیرهاست که برای مطالعه ی تاریخچه ی این تحقیرها و توهین هایی که به اندام زنان شده، از ارسطو گرفته تا ژاک شیراک، می توانید به کتاب "زنان از دید مردان" نوشته ی خانم بنوات گرو، فمینیست فرانسوی، ترجمه ی شادروان محمد جعفر پوینده مراجعه کنید.
اما این تحقیرها در سطح عامیانه نیز نمود بسیار آشکاری دارد. انواع ضرب المثل ها، اصطلاحات و ناسزاهایی که در مورد زنان وجود دارد و در گفتار روزمره بسیار به کار می رود نشان دهنده ی این تحقیرهاست که در سطح ناخودآگاه صورت می گیرد. اما تناقض بزرگی که درین جا وجود دارد این است که حتا در جوامعی که تابوهای جنسی بسیار سفت و سخت در جلوگیری از بحث کردن راجع به نیازهای جنسی زنان وجود دارد به راحتی از ادای تحقیر آمیز اندام های زنان استفاده می شود.
به هر حال پر واضح است که دستیابی به شناخت شناسی فمینیستی که رویکرد زنانه را در شناخت از جهان مورد توجه قرار می دهد،  بسیار دشوار خواهد بود. به خصوص که حمایتی که سازو کارهای قدرت از دیدگاه های مردسالارانه می کند به این راحتی راه را برای مبارزان فمینیست هموار نخواهد گذاشت. به علاوه تغییر دادن زیر ساخت های ذهنی خود زنان برای رها کردن آنها از دام از خودبیگانگی شان نیز هدفی ممکن اما دور به نظر می رسد زیرا شناخت مردانه به دلیل دوامی که در طول تاریخ داشته است، بنیادهای فکری زنان و مردان را از آن خود کرده است.


منابع:

1.    کهون، لارنس، متن هایی برگزیده از مدرنیسم تا پست مدرنیسم، عبدالکریم رشیدیان، تهران، نی 1381
2.    بیسلی، کریس، چیستی فمینیسم، محمدرضا زمردی، تهران، روشنگران و مطالعات زنان، چاپ اول1385 
3.    اعزازی، شهلا، فمینیسم و دیدگاه ها، تهران، روشنگران و مطالعات زنان، چاپ اول 1385

 

 

کلیه حقوق این پایگاه، برای پایگاه اطلاع رسانی ناصر فکوهی محفوظ است.