گفتگو با اولریش بک(2)

Goftegou-UlrichBeck-2.jpg
بخش دوم

-    چه تفاتی میان جهان وطن شدن و جهانی شدن قائل هستید؟
-    جهانی شدن واژه ای مبهم است که عموما از نقطه نظری اقتصادی درک می شود. این واژه ما را به سوی یک بازار جهانی هدایت می کند که در آن انسان ها و سرمایه ها[ظاهرا] از آزادی  بدون مانعی برخوردارند. در یک کلام، جهانی شدن به درک لیبرال از اقتصاد مربوط می شود.
جهانی وطن شدن برعکس ما را به سوی فرایندی جند بعدی و پیچیده هدایت می کند که در آن با وابستگی های متقابل میان انسان ها، به صورت خواسته یا ناخواسته روبرو هستیم. جهان وطن شدن در قلب زندگی ما بروز می کند. در زندگی روزمره و کار ما، در روابط عاشقانه ما که خود جهان وطن می شوند زیرا حاصل ترکیبی از فرهنگ ها شمرده می شوند. تفاوت تحلیلی میان ما و دیگران از این پس به ابهام در می آید. ما امروز چه بخواهیم و چه نه، جزئی  از مجموعه ای جهان وطن هستیم.
مسئله خطر به ما کمک می کند که این پدیده را بهتر رک می کنند که تهدیدها فراملی هستند و می فهمند که امکان دارد با یک فاجعه بزرگ همچون تغییر اقلیم، یک حمله تروریستی و غیره روبرو شوند. از این لحاظ ما فراتر از مرزها، ادیان و فرهنگ هایمان به یکدیگر پیوند خورده ایم. پس از یازده سپتامبر، حتی روزنامه لوموند نیز تیتر خود را «ما همه آمریکایی هستیم» انتخاب کرد. خطر به نحوی از انحاء ایجاد مشارکتی در سرنوشت و حتی شاید یک فضای عمومی جهانی می کند.

-بنابراین خطر تنها یک مثال خوب نیست، بلکه خود جزو عناصری است که جهان وطن شدن را می سازد؟

- دقیقا. وقتی ایالات متحده نمی خواهد پیمان کیوتو را بپذیرد، باید خود را توجیه کند. زیرا ما امروز به سادگی از یک خطر جهانی رنج می بریم. و این یک موقعیت مناسب برای آن است که نهادهای جهان وطن گرایی را بسازیم. البته ما امروز پدیده هایی چون مهاجرت، اینترنت، اشکال جدید تولید یا  مصرف را داریم اما همه اینها به سرمایه داری پیوند خورده اند. خطر جهانی در اینجا می تواند آن باشد که یکی از  نیروهایی که قادر است نهادهای جهان وطن را بسازد، صرفا در سطح ملی عمل کند. در حالی که افراد و دولت ها می توانند بیاموزند که باید مسائل ملی را در سطح یک جامعه جهان وطن حل کرد. این چشم انداز جهان وطن گرا، واقع گرایانه است و در اینجا ملی گرایی است که آرمان گرا به حساب می آید: زیرا ملی گرایی به گذشته می نگرد و پاسخ هایی حقیقی برای مشکلات جوامع انسانی ندارد.

-    کانت بر آن بود که جهان وطن گرایی در چارچوب پیشرفت تاریخ قرار می گیرد. آیا شما هم فکر می کنید که تحول به سوی جهان وطن گرایی، مثبت وضروری است؟

-    نه. جهان وطن گرایی به گونه ای که من می فهمم یک پنداره هنجارمند نیست، بلکه صرفا ما را امروز به سوی یک واقعیت سوق می دهد که هیچ چیز لزوما درباره آینده در آن جای نگرفته است... افزون بر این جهان وطن شدن اغلب آثار معکوسی هم دارد. در واقع نوعی دیالکتیک میان جهان وطن شدن و ضد جهان وطن شدن وجود دارد. ضدیت با جهان وطن شدن  در حال رشدی سریع است. جهانی بودن، لزوما به معنای جهان وطن بودن نیست. برای مثال در مورد تروریسم نگاهی به القاعده بیاندازیم. این حرکتی است جهانی، ولی ضدجهان وطن گرایی؛ این حرکت  از ابزارهای ارتباطاتی چون اینترنت، تلفن های ماهواره ای برای ارتباط در سراسر جهان استفاده می کند و بر شبکه های فرا ملی تکیه می زند تا هدف خود را در هر کجا باشد نشانه بگیرد. در یک معنی، این حرکت جهانشمول گرا است که دیگران را حدف می کند و در عین حال  ما شاهد شکل گیری جهان وطن گرایی هم هستیم زیرا آدم ها در آن سوی مرزها کسان دیگری را با یکدیگر  علیه خود متحد می کنند.

-    شما معتقدید که مقوله دولت ملی امروز مقوله ای در حال زوال در علوم اجتماعی است. جهان وطن گرایی روش شناختی که شما از آن دفاع می کنید، شامل چه چیزی می شود؟

-    اگر از مفهوم زوال و مردن صحبت می کنم منظورم بیشتر آن است که همکارانم را تحریک کنم. اما معتقد نیستم که دولت ملی امروز  دیگر هیچ واقعیتی نداشته باشد. نقد من به این واقعیت، از نقطه نظر حامعه شناختی است.
ملی گرایی روش شناختی، دولت ملی را به مثابه یک فرضیه پایه ای می گیرد، به عنوان یک اصل و پایه اولیه که علوم اجتماعی  بوانند بدون هیچ پرسشی درباره استحکام اش، بر آن بنا شوند. بنابراین نخستین گام از نظر من برای گسترش چارچوب پژوهش ، تشویق مطالعات تطبیقی است. اما حتی همین پژوهش ها هم باز دولت ملی را به عنوان پایه پژوهش می گیرند. این در حالی است که برخی از پدیده ها را نمی توان  به محتوای ملی پیوند داد بلکه باید آنها را در چارچوب محتوای جهانی یا اروپایی بررسی کرد. بدین ترتیب جهان وطن گرایی روش شناختی راه حلی است برای انجام پژوهش در علوم اجتماعی.
 

 پایان بخش دوم – ادامه دارد.

 

 

 

 

کلیه حقوق این پایگاه، برای پایگاه اطلاع رسانی ناصر فکوهی محفوظ است.