مقدمه
هدف از این تحقیق بررسی چگونگی معنایابی قسم در دو بافت زبانی- فرهنگی متفاوت یعنی بازار و پاساژ است. برای این مقایسه، ابتدا این دو بافت یعنی بازار و پاساژ را توصیف می کنیم و آنها را به عنوان جزئی از نظامی در نظر می گیریم که قسم در آن معنا می ابد و جدای از آن ها قسم بی معنی است. سپس به مقایسه قسم در این دو بافت می پردازیم و نوع واکنش کنشگران را در این دو مکان بررسی می کنیم و در نهایت به تحلیل زبانشناسانه قسم خواهیم پرداخت. این تحقیق در نتیجه مشاهده و ثبت 50 مکالمه بین خریدار و فروشنده در بازار تهران و 30 مکالمه در پاساژ خیابان ونک تهران بدست آمده است. ثبت نمونه ها از طریق روش مشاهده مشارکتی بوده است. مکالمات ثبت شده از طریق روش تحلیل محتوی بررسی شده اند.
توصیف بازار تهران:
بازار تهران دارای بافتی قدیمی است که قدمت آن به دوره صفویه می رسد(فشندی:1353، از حسنعلی تهرانی 1354) و در ناحیه بافت قدیم شهر تهران واقع شده است. فضایی مسقف با طاقهای گنبدی بلند و حجره ها (مغازه ها)یی کنار هم که به وسیله راهروهایی تودرتو به هم وصل می شوند. هر کدام از حجره ها در جلوی درب ورودی خود یک پیشخوان دارند که مغازه داران کالاهای خود را روی آن چیده اند و اکثر مغازه ها درب ورودی خاصی ندارند و خریدار با حرکت در این راهروها از کنار کالاهای مغازه ها عبور می کند. در اکثر این حجره ها موقع تعطیل شدن بازار از چوب های عمودی موازی هم که درب این حجرهها محسوب می شود، برای بستن حجره استفاده می شود. تعدادی از این مغازه ها که اکثراً مغازه های طلا و جواهرفروشی هستند دارای درب های امروزی و ایمن تری هستند. بازار علاوه بر اینکه محلی جهت خرید کالاها به صورت خرده فروشی است، محل تجارت تاجران هم هست بطوریکه در محل هایی به نام تیمچه، تجار دفاتر و حجره هایی دارند.
برای خواندن کل این گزارش در اینجا کلیک کنید.