1. در میان ایزدان کهن ایرانی، برخی کمتر از بقیه شهرت دارند. این که ایزدانی مانند پارندی و درواسپ و رام شهرتی فروپایه تر از مهر و بهرام و هورمزد دارند، برای همگان امری بدیهی و طبیعی مینماید. چرا که اینان نیروهای طبیعی فرعی و جزئی تری را نمایندگی می کنند، و معمولا همچون همراهان ه نقش هایشان در ذهن مردمان داشته¬ است، همواره با این تفسیر ساده قابل توجیه نیست. چه بسا که ایزدی در دورانی تاریخی اهمیتی بیشتر داشته باشد، و به مرور زمان کارکرد خویش را از دست داده باشد، یا ایزدی فرعی و فروپایه که در مقطع تاریخی خاصی خویشکاری مهمی را بر عهده گرفته باشد و به کانون مرکزی ایزدکده ی ایرانی برکشیده شده باشد.
بررسی ساختار عمومی توزیع تقدس در میان ایزدان کهن ایرانی، البته کاری شایسته و جذاب و آموزنده است. اما آنچه که در کنار این کار ضرورت دارد، وارسی مواردی است که دگردیسی هایی از این دست رخ داده است. زوال شهرت و اهمیت یک ایزد، یا درخشیدن و اهمیت یافتنش معمولا با دگردیسی هایی در نظام فرهنگی همراه هستند، و به تحولی در ساختار و روابط جم های (جفتهای متضاد معنایی) مرکزی تعیین کننده ی آن نظام فرهنگی باز می گردند.
برای خواندن کل مقاله در اینجا کلیک کنید.