از طبابت تا تجارت، خاطرات یک تاجر اصفهانی(مهدی نفیسی)

DSC00211.JPG

نفیسی، مهدی(به کوشش)، 1386،  از طبابت تا تجارت، خاطرات یک تاجر اصفهانی ، حاج میرزا عبدالجواد اخوت، تهران، تهران، نشر تاریخ ایران، 340 صفحه + عکس + نمایه ها


پیش گفتار

کتاب حاضر مردم نگاری (مونوگرافی) یک خانواده سنتی ایرانی در اصفهان است، خانواده ای که حاصل پیوند ازدواج بازاری و روحانیت است، و دورانی را شامل میشود که جامعه ایران در حال گذار از یک جامعه سنتی به دنیای مدرن است. داستان خانواده ای است اهل بازار اصفهان، که در محیط پر تلاطم و جوشش دوره مشروطیت دوم، در دوران احمد شاه، می بالد و تحت تاثیر موج تجدد گرائی قرار گرفته، دگرگون میشود. سپس در دوران سر آغاز تجدد گرائی اقتدار گرایانه رضا شاه، رنگ می بازد و دوباره به جایگاه خود و سنت خویش باز میگردد.

راوی این خاطرات، میرزا عبدالجواد است که اول در نزد پدرش در بازار اصفهان کار میکند. سپس با پزشگی که از تهران به اصفهان آمده است و از دارالفنون فارغ التحصیل شده است آشنا میشود، که این نوجوان را به رموز دنیای  پیچیده امروزی و علم جدید پزشگی آشنا میکند. شوق و ذوق میرزا عبدالجواد برای دانستن علم جدید و استعدادی که از خود بروز میدهد، موجب می شود که او از بازار بیرون آمده، درس بخواند و پس از طی کردن فراز و نشیب های فراوان، به پزشگی با معلومات علم مدرن تبدیل شود و برای خود مطبی در اصفهان تاسیس کند. اما دوران "تجدد خواهی" در این خانواده دیری نمی پاید. با روی کار آمدن رضا شاه و سر آغاز دوران تجدد اقتدار گرایانه، بخصوص مسئله تغییر لباس و کشف حجاب، زندگی این خانواده دگرگون می شود و موجب بازگشت آن به سنت قبلی خانواده گی میشود: بازگشت به بازار و شیوه زندگی سنتی.

موضوع حق انتخاب لباس که دریک جامعه مدنی بعنوان یک امر کاملاً خصوصی و فردی تلقی میشود و باید از جانب حکومت تا زمانی که به عرف و اخلاق عمومی خدشه ای وارد نکرده، و به لحاظ حفظ حقوق فردی انسانی مورد احترام و حمایت (و نه دخالت) قرار گیرد،  در این دوران  تبدیل به موضوعی میشود که حکومت وقت با کمال قدرت و  بسیار اوقات به صورت خشونت آمیزی  کمر به اجرای آن می بندد. اثر این دگرگونی بروی قشر سنتی جامعه که "اندرونی" را حیطه مقدس خود میداند، منفی و زیان بار بوده است. موضوعی که میتوانست به صورت تدریجی و دواطلبانه و از طریق آموزش جدید در مدارس و گسترش نهاد های مدنی و به طریق مسالمت آمیز انجام گیرد، با دخالت حکومت در این امر خصوصی شهر وندان، تبدیل به معضلی بزرگ برای خانواده های سنتی میشود، که لاجرم عکس العمل آنان را به همراه دارد. این عکس العمل به صورت بازگشت به چهار چوب خانواده و گریز از اجتماع که بخصوص برای زنان خانواده با نرفتن به مدرسه و ندیدن آموزش جدید همراه است، اثرات منفی و زیان بار خود را نشان میدهد.

از خلال این خاطرات، علاوه بر جدال تجدد و سنت، ما به موضوعات دیگری نیز بر میخوریم: خواننده با بافت شهر اصفهان در دوران گذار، با تلاطم های سیاسی و اجتماعی آن دوره، دغدغه های فکری روشنفکران شهر، که خود میرزا عبدالجواد یکی از آنان است، با مشگل قحطی، وبا، حصبه، هرج و مرج که پس از استبداد صغیر محمد علی شاهی و اشغال اصفهان توسط روس ها بوجود آمده است، با هرج و مرج ناشی از ترکتازی قبایل بختیاری در شهر، با بی کیفیتی و عدم مدیریت سران حکومتی در اداره این شهر، با آرزوی اکثر روشنفکران آن زمان جهت بوجود آمدن حکومت قانون و رهبری مقتدر که حکومت قانون را جایگزین وضعیت آشفته جامعه نماید و موجب وحدت ملی شود، و بالاخره با مصاف مردم شهر اصفهان در رویاروئی با این مشکلات و مصائب، آشنا میشود.

در زمینه تجدد و سنت، روشنفکران ایرانی بسیار نوشته اند. ولی کمتر کتابی وجود دارد که پیچیده گی پروسه تجدد و تجدد خواهی و اثرات آنرا بروی اقشار مختلف جامعه از طریق مردم نگاری و تحقیقات میدانی، انجام داده باشد. برای عمق بخشیدن به گفتمانی که هم اکنون در این زمینه در جریان است، آشنائی با وضعیت خانواده های سنتی و عکس العمل مشخص آنان در برخورد با موج تجدد گرائی در ایران، ضروری است. باشد که ذکر خاطرات حاج میرزا عبدالجواد و مقدمه ای که با اتکاء تاریخ شفاهی این خانواده نوشته شده، بتواند پیچیده گی درونی و مکانیسم این دگرگونی ها، عمل ها و عکس العمل ها را بهتر به معرض نمایش گذارد.
اگر این کتاب بتواند تنها سهم کوچکی در این زمینه داشته باشد، نویسنده به مقصود خود رسیده است.

در اینجا نگارنده میخواهد از افراد زیر که او را در تحقیق و تحقق این کتاب یاری رسانده اند و در هر مرحله یاری و مشوق او بوده اند، تشکر نماید. در درجه اول، از مادر خود، خانم بتول اخوت که متن اصلی خاطرات پدرشان را در اختیار این جانب گذارده و در گفتگو با من بسیاری از جوانب مبهم و تاریک خانواده پدری را روشن کردند، از خواهرم نسرین نفیسی که نوار گفتگو با برخی از اعضای خانواده را در اختیار من گذارد، از همسرم فریبا جعفر شقاقی  و خواهرم ناهید نفیسی که زحمت خواندن و بحث مقدمه این کتاب را کشیدند و به نکات سودمندی که از قلم افتاده بود، اشاراتی کردند، از برادم حمید نفیسی که سخاوتمندانه آرشیو عکس های قدیمی اش را در اختیار من گذارد، از  آقای دکتر جمشید مظاهری و آقای خسرو پناه که رنج خواندن متن خاطرات را به عهده گرفته و رهنمودهای سودمندی   برای اصلاح متن و اطلاعات مفیدی در جهت منابع تاریخی شهر اصفهان در اختیار این جانب قرار دادند، از حاج محمد آقای اخوت که عکس ها ی تاریخی از جد خود را جهت استفاده در این کتاب به بنده واگذار کردند، از مرحوم احمد نفیسی که مرا در زمینه برخی ناگفتنی های دوران آخر میرزا عبدالجواد راهنما شدند، از آقای دکتر سیروس شفقی بخاطر در اختیار قراردادن نقشه قدیم اصفهان، از آقای دکتر آسفی برای اجازه دادن استفاده از نرم افزار تبدیل تقویم ها که خود مبتکر آن بوده اند، از آقای سید مهدی رجائی رئیس بخش خطی دانشگاه اصفهان و خانم نوری مسئول بخش روزنامه های قدیم اصفهان در کتابخانه ابن مسکویه، از آقای دکتر شفتی رئیس مرکز اسناد ملی استان اصفهان و همچنین کارمند این مرکز خانم ستوده برای در اختیار گذاردن اسنادی از آن دوره و راهنمائی های سودمندشان، از دوست عزیزم آقای محمد رحیم اخوت که همیشه مشوق این جانب در این امور بوده است، و بالاخره از کلیه فرزندان و آشنایان حاج میرزا عبدالجواد، که با گفتگو های شیرین خود شمه ای از آنچه بر این خانواده رفته است را برای نگارنده این سطور روشن کرده اند. همچنین از آخرین بازمانده خانواده میرزا عبدالجواد، مادرم خانم بتول اخوت که در طی مراحل تحقیق و تدوین خاطرات پدرش راهنمای من بوده است و مرا در چاپ این کتاب مشوق و پشتیبان بوده است، می بایستی تشکر کنم. بدون وجود این نازنین برای من تدوین این مجموعه میسر نبود.
همچنین در اینجا لازم می دانم از زحمات سرپرست نشر تاریخ ایران، خانم دکتر مرضیه اتحادیه، و همکار ایشان، خانم سعاد پیرا که زحمات تدوین و تنظیم این کتاب را گرفتند تشکر نمایم. سایر همکاران نشر تاریخ، آقای جود مردی در زمینه تنظیم عکس های کتاب، آقای محسن ابراهیم در زمینه گرافیک روی جلد کتاب مرا یاری داده اند، از هر دوی ایشان نیز بسیار ممنون هستم.
 
در اینجا توضیح سه نکته را لازم میدانم: اول اینکه تقسیم بندی متن به فصول مختلف و نام گذاری عنوان برای هر فصل و سر تیترها و عنوان های جانبی در دفتر خاطرات میرزا عبدالجواد از آن نگارنده است. میرزا عبدالجواد در دفترچه خاطرات خود به ندرت به نوشتن سر تیتری دست زده است. دوم  آنکه برخی لغات در متن اصلی یا به اشتباه نوشته شده اند و یا لغات نامانوسی هستند که شاید نا آشنا برای خواننده امروزی باشند. نگارنده سعی کرده است که در پرانتز در متن اصلی طرز صحیح لغت را ذکر کرده و یا معنای لغت را به فارسی امروزه بنویسد. سوم اینکه توضیح کلیه پاورقی ها از آن نگارنده است که برای روشن تر کردن موضوع متن در پائین هر صفحه آمده است.


حال این شما و این کتاب خاطرات: بخوان ای همسفر با من!
مهدی نفیسی
هایدلبرگ، مرداد ماه 1384 مطابق اوت 2005 

 


فهرست



پیش گفتار

مقدمه:        خاطره نگاری، روزنامه خاطرات، شرح حال نویسی و حدیث نفس
        زندگی و دوران میرزا عبدالجواد در اصفهان
        وضع اجتماعی در دوران زندگانی میرزا عبدالجواد در این شهر
        زندگانی خصوصی حاج میرزا عبدالجواد اخوت از دید فرزندانش:
                    دوره اول: در اصفهان
                    دوره دوم: نقل مکان به شیراز و روی آوری به تجارت
                    دوره سوم: نقل مکان به تهران و گسترش تجارت


متن خاطرات:    در باب درس خواندن من
        شروع کار من در دکان عطاری پدر
        شروع همکاری با شاهزاده میرزا محمد حسن به عنوان دوا فروش
        در باب عقاید مسلکی و عقیدتی من
        تاسیس مریض خانه اسلامیه و شروع  به کار در آنجا
        مسافرت به مشهد
        بلوا در اصفهان
        استبداد و مشروطیت
        مختصری از تاریخ قاجاریه
        تشکیل حفظ الصحه بلدیه
        کشمکش ها بر سر تاسیس محکمه خصوصی برای من
        در باب مریض شدن و فوت شاهزاده
        سفر پدر به سوی مکه
        در باب دکان داری من در بازار
        کشمکش دوباره بر سر محکمه
        در باب یتیم شدن من
        شغل افتخاری در نظمیه
        در باب تغییر منزل
        در باب اخذ دیپلم طبابت
        در باب شراکت من
        سفر چهل روزه به کاشان
        بازگشت به اصفهان
        بازگشائی مجدد محکمه
        واقعه ناگوار
        شایعه آمدن روس ها به طرف اصفهان و خروج آلمان ها و مجاهدین
        جدا شدن از دکتر علی و تشکیل محکمه مستقل
        سرنوشت دکتر علی خان، شریک سابق من
        ورود قزاق های روس به اصفهان
        رفتن دکتر علی خان به طهران
        در باب اشغال ایران توسط روس و انگلیس
        گرانی نان، بی آبی، قحطی و احتکار و نا امنی
        تاسیس شرکت های خیریه کمک به مستمندان
        حال سیاسی ایران در این ایام
        ماجرای مهاجر بغدادی
        باز هم دغدغه نان، قحطی و شیوع بیماری
        در باب اوضاع حکومتی و هرج و مرج در اصفهان
        باز هم سختی
        بهبودی وضع نان و سایر اجناس
        باز هم دغدغه نان و مرض حصبه
        شیوع مرض وبا در اصفهان و اطراف
        شیوع آنفولانزا
        مسافرت اخوی میرزا محمود به شوشتر
        قصد سفر به بختیاری
        پایان خاطرات

ضمیمه:    چگونگی فوت پسر حاج میرزا جواد، حاج احمد اخوت در تهران

کتاب نامه:

آلبوم عکس ها:
       

پشت جلد:

آنچه میخوانید خاطرات میرزا عبدالجواد اخوت است که در طی چهار سال به نگارش در آمده  است. او خاطرات خود را از  دوران کودکی، زمانی که کودکی شش ساله بیش نبوده است، شروع میکند و به دورانی که به مقام پزشگی حاذق در اصفهان نائل میشود، ختم میکند. او در دوران چهار پادشاه قاجار و دو شاه پهلوی زندگی می کرده است. دوران جوانی او مصادف با آخرین پادشاه قاجار، احمد شاه، و بر آمدن رضا شاه در ایران است: دوران ادامه اشغال رسمی ایران توسط روسیه و انگلیس است، دوران قحطی، خشگسالی، وبا و دغدغه نان است. در این دوران است که او که کودک یک بازاری اصفهانی بوده است، تمامی تلاش خود را میکند تا با علم جدید پزشگی آشنا شود و خود را به مرتبه طبیبی دانا برساند. شرح زندگی او شرح حال مردی است که در کشاکش جامعه سنتی با مدرنیته، با تلاشی بی نظیر اولین طلایه های مدرنیسم را در سیاست و علم طب در ایران به نمایش می گذارد. و سپس در دوران پهلوی ها دوباره به بازار و امر تجارت روی می آورد. شرح زندگانی او و خانواده اش به خوبی واکنش قشر سنتی جامعه را به مقوله سنت و مدرنیته نشان می دهد.


مهدی نفیسی در سال 1328 در اصفهان به دنیا آمد و پس از اخذ دیپلم از دبیرستان حکیم سنائی اصفهان راهی آمریکا شد. در آنجا به تحصیل مردم شناسی روی آورد و درجه لیسانس و فوق لیسانس خود را در آمریکا اخذ نمود. سپس به ایران بازگشت. در سال 1990 موفق به اخذ دکترای مردم شناسی از دانشگاه هایدلبرگ آلمان شد. او مدرس مردم شناسی دانشگاه هایدلبرگ است و از او تاکنون دو کتاب به نام های "بازار و روحانیت در انقلاب ایران" (به زبان آلمانی، 1998) و " نبض حیات: در گذر طب سنتی و طب نوین ایران" (به همراه نسرین نفیسی، 1380) منتشر شده است. 

 

کلیه حقوق این پایگاه، برای پایگاه اطلاع رسانی ناصر فکوهی محفوظ است.