پایاننامه کارشناسی انسانشناسی، نیم ترم دوم سال تحصیلی 1386-87، گروه انسان شناسی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران.
بخش چهارم و نهایی
6ـ جوانان شهرک اکباتان
انتخاب جوانان به عنوان یکی از گروههای اطلاعرسان کلیدی برای شناخت مولفههای تاثیرگذار بر هویت اجتماعی با حرکت از عنصر فضای مسکونی به موقعیت حساس، شکننده و در عین حال تاثیر گذار جوانان در کشور در حال توسعه ایران باز میگردد. جمعیت جوان ایران، بزرگترین خرده فرهنگ کشور را تشکیل میدهد.
"جمعیت جوانان ایرانی بین 15 تا 29 سال در حدود 29 میلیون و 963 هزار نفر است، یعنی این گروه سنی در مجموع 4/35 در کل جمعیت کشور را تشکیل میدهند" (اسحاقی،bornanews.ir:1387)
جعبت بالای جوانان در ارتباط با مسایلی مانند حوزه کاری، شاخه تحصیلی، فضای مسکونی، ازداوج، فرزندآوری و... قرار میگیرند و به این ترتیب هر یک بنا به جایگاه و موقعیت اقتصادی، اجتماعی، مذهبی، قومی و سیاسی خود و خانوادههایشان به گروههای خردتری تبدیل میشوند.در نتیجه جمعیت جوان ایران از بیشمار خرده فرهنگهای متنوع و مستقل و در عین حال درهم متداخل تشکیل شدهاست. شاید بتوان گفت که درگیری جوانان با چنین مسایلی در تمامی کشورها جهان وجود دارد اما آن چه موقعیت جوانان ایران را شکننده میکند، وضعیت کنونی جامعه ایران است. کشور ایران به عنوان یک کشور در حال توسعه که تنها سی سال از انقلاب آن گذشته است، در تمامی ساختارهای کلان خود دگرگونی عظیمی را تجربه میکند. دگرگون شدن ساختارهای سیاسی, اقتصادی و از همه مهمتر دگرگونی ارزشها و هنجارهای تنظیم کننده روابط اجتماعی در ایران سبب شدهاست تا تمامی افراد با نوعی دوگانگی در تعریف خویشتن در فضاهای گوناگون موجه شوند. جوانان در میان سایر گروههای اجتماعی با سرگردانی بیشتری روبهرو هستند. جوانان به منابعی متفاوت نسبت به سایر گروهها برای معنا بخشی و تعریف خود دسترسی دارند. کانالهای گوناگون تلویزیونی و از همه مهمتر دسترسی به دنیای مجازی، جوانان را در فضاهای گوناگونی قرار میدهد که در زندگی روزانه خود اگر چه امکان حرکت در آنها را ندارند اما میتوانند آن را با فضاهای واقعی که ناگزیر از حرکت در آن هستند مقایسه کنند. به این ترتیب جوانان بیش از سایر گروهها به منابع معنا بخش دسترسی دارند و در یک مقایسه دایمی میان خود و دیگری به سر میبرند. این در حالی است که ساختارهای کلان نظم بخش به زندگی اجتماعی با سرعتی کمتر از جوانان تغییر میکنند. موقعیت متناقض جوانان در این جا به وجود میآید که از یکسو در حوزه خصوصی خود دگرگونی گسترده و همهجانبه ای را تجربه میکنند و از سوی دیگر در فضاهای عمومی و رسمی بنا به ارزشهای تغییر نیافته عمل میکنند. بنابراین شناخت نگرش گروهی از جوانان شهرک اکباتان به فضای مسکونی خود میتواند راهی برای شناخت هویت اجتماعی آنان و مولفههای تاثیرگذار بر آن باشد. نباید از نظر دور داشت که بخشی از اسطوره منفی شهرک اکباتان پیرامون رفتار خارج از هنجارهای تعریفشده و پذیرفته شده این گروه شکل گرفته است.
6ـ1 معرفی گروه اطلاعرسان
1_ علی: علی 22 ساله و متولد شهرک اکباتان است. پدر علی صاحب یک مغازه بزرگ لباس فروشی زنانه در بازار بزرگ تهران و مادرش خانهدار است و تحصیلات هر دو تا دیپلم است. علی که لیسانس کامپیوتر دانشگاه آزاد تهران مرکز را دارد، بسیار نگران رفتن به سربازی است و از همه مهمتر نگران کوتاه کردن موهایش. موهایی که با مدل معروف به میکروبی کوتاه شده است در کنار شلوار لی فاق کوتاه و تیشرت چسبان سفید از او تصویر یک جوان آراسته بر اساس مد را به وجود میآورد. وی که در یکی از شبهای تابستان برای گردش با دوستان پسرش به پاساژ اکباتان آمدهبود، بسیار راحت مصاحبه را پذیرفت و حتی پیشنهاد همکاری داد.
2_ کیارش: کیارش 19 ساله در یکی از کافینتهای شهرک اکباتان مشغول چت کردن با دوستان مجازیاش بود، دوستانی که هیچ کدام از آن ها را نمیشناخت. خانواده کیارش در حدود 20 سال پیش به شهرک اکباتان آمدهاند. پدر وی صاحب یک شرکت خصوصی پیمانکاری با شراکت دوستانش است و به همراه آنان 20سال پیش اکباتان را برای سکونت انتخاب کردهاست و مادرش نیز یک آرایشگاه زنانه را اداره میکند. کیارش نیز سال اول در دانشگاه قبول نشده است و امسال امیدوار است تا حداقل در دانشگاه آزاد قبول شود تا مجبور نشود به سربازی برود. کیارش نیز همانند علی طبق مد لباس پوشیده است و راحت گفتگو را میپذیرد.
3_ مارال: مارال 23 ساله دانشجوی فقه و حقوق دانشگاه الزهرای تهران است که این مسئله با توجه به ظاهر وی عجیب به نظر میآمد. مارال با آرایش کامل، مانتوی تنگ و کوتاه و موهایی رنگ شده و مرتب در ایستگاه اتوبوس منتظر بود. به گفته خودش زمانی که در رشته حقوق قبول پذیرفته نشد، این دانشگاه را انتخاب کرد. مارال همراه با مادر خود زندگی میکند که 7 سال پیش از همسرش جدا شدهاست و اکنون مربی ورزش است.
4_ نیلوفر: نیلوفر 22 ساله دانشجوی داروسازی دانشگاه تهران است و پدر و مادرش هر دو کارمند بانک هستند که 12 سال پیش به همراه دوستانشان با دریافت وام مسکن به این جا آمدهاند. نیلوفر بنا به گفته خودش به هماهنگی آن چه میپوشد بسیار اهمیت میدهد. شلوار لی تنگ، کفش تخت جلوباز، مانتوی سفید تنگ و آرایشی کامل با موهای مرتب کرده. میگوید الان ظاهر یک دختر حرف اول را در موفقیت وی میزند.
5_ فرهاد: فرهاد 25 ساله فارغالتحصیل مهندسی کامپیوتر از دانشگاه تهران است و 6 سال پیش به همراه خانوادهاش به این شهرک آمدهاست .فرهاد نیز در کافینتی مشغول بررسی سایتهای خبری بود و از سرعت پایین اینترنت و فیلتر بودن سایتها شکایت داشت . تقریبا لازم نبود از وی سوالی بپرسم زیرا خودش همه چیز را توضیح میداد. فرهاد ظاهری داشت که در اصطلاح به آن هنرمند میگویند. بلوز نخی گشاد با موهای بلند تابدار و ریشی انبوه و مرتب نشده که دابما با عینکش بازی میکرد. پدر و مادر فرهاد هر دو دکتر دارو ساز هستند و داروخانهای را در شهرک اکباتان اداره میکنند که 12 سال پیش خریدهاند.
6_ نگین: نگین از خانوادهای اصالتا کرد است که 5 سال پیش به تهران مهاجرت کرده و در شهرک اکباتان ساکن شدهاند. نگین دانشجوی اقتصاد دانشگاه تهران است که برای خرید کتاب به یکی از کتابفروشیهای شهرک اکباتان آمدهبود. نگین مانتوی بلند نخی رنگارنگی پوشیده بود و با اعتماد بنفس تمام صحبت میکرد.پدر نگین مهندس ناظر یک شرکت خصوصی و مادرش کارمند شرکت مخابرات است.
7ـ آرش: دیدن آرش 24 ساله باعث میشود احساس کنید مشغول تماشای یک فیلم آمریکایی هستید. قدبلند، کفشهای ورزشی بزرگ، شلوار گشاد با زنجیرهای آهنی که از دو طرف آویزان کردهاست، بلوز مشکی گشاد با کلاه کشی که موهای بلند آرش را کامل نپوشانده است. این ظاهری است که اکثر مردم ایران نه در خیابانها که در فیلمهای آمریکایی میبینند. آرش در شهرک اکباتان متولد شدهاست. پدرش تهیهکننده سینما و مادرش مدرس موسیقی است و خود وی نیز در رشته موسیقی فعالیت میکند.
8ـ لادن: لادن 24 ساله در حدود 12 سال است ساکن شهرک اکباتان است. مینا که در رشته علوم سیاسی دانشگاه آزاد تهران مرکز مطالعه میکند به همراه برادر دبیرستانیش برای خرید هدیه روز مادر به پاساژ شهرک اکباتان آمده بود. مادرش که زود ازدواج کرده و از تحصیل کنار کشیده بود اکنون در رشته ادبیات دانشگاه آزاد قزوین درس میخواند. پدر لادن نیز به آموزش خطاطی میپردازد. لادن پوششی معمولی دارد با روسری که بیشتر موهایش را پوشانده است. مانتو و شلواری نه گشاد و نه تنگ با چهرهای بدون آرایش.
9ـ بابک: بابک 26 ساله در رشته مطالعات فرهنگی درس میخواند پدرش استاد دانشگاه و مادرش مشاوره مدارس دبیرستان است. بابک نیز برای خرید کتاب به کتابفروشیهای شهرک اکباتان آمده بود با ظاهری معمولی شلوار کتان و بلوز نخی گشاد با موهای نه چندان کوتاه و صورتی اصلاح کرده. خانواده بابک 20 سال پیش به شهرک اکباتان آمدهاند
10ـ امین: امین برای خرید روزنامه اعتماد ملی(روزنامه متعلق به جریان معروف به اصلاحطلب به دکه روزنامه فروشی فاز یک آمده بود. امین در رشته حقوق دانشگاه تهران درس می خواند با ظاهری نسبتا مذهبی یعنی شلوار کتان سفید، بلوز نخی آستین بلند موهایی کوتاه شده و ته ریشی بر روی صورت. بسیار راحت و با اعتماد به نفس صحبت میکند هر چند میگوید دوست ندارد مادرش وی را این گونه ببیند. مادرش دبیر دبیرستان و پدرش مهندس فنی در شرکت ایران خودرو است.
برای خواندن بخش آخر این کار در اینجا کلیک کنید.