پرسش و پاسخ

دو مفهوم «هدیه» و «مبادله» از دیدگاه انسان شناسی چه تفاوت ها وچه مشابهت هایی دارند؟

نام پرسش‌گر:
-
پیش ازهر چیز باید بر اهمیت و تاریخچه طولانی هر دو واژه در زمینه انسان شناسی تاکید کرد. از لحاظ تاریخی انسان شناسی واژه «هدیه» یا دقیق تر بگوئیم «دهش» (Le don) را وام دار مارسل موس و رساله معروفش با همین نام هستیم. در حالی که در مورد مبادله بیشتر باید به مطالعات مالینوفسکی درباره رسم «کولا»(Kula) در اقیانوسیه تاکید کنیم و طبعا پس از او استفاده گسترده ای که لوی استروس از این واژه در توصیف و تحلیل نظام های خویشاوندی انجام می دهد. اگر خواسته باشیم ابتدا دو تعریف بسیار ساده از این دو مفهوم بدهیم خواهیم گفت که:...

آیا تعبیر «هویت جامع» یا «هویت جامع ایرانی» تعابیر درستی هستند و می توان تعریفی از آنها ارائه داد؟

نام پرسش‌گر:
-
چنین مفهومی در علوم اجتماعی، مفهومی رایج نیست و ظاهرا چندان توجهی را در میان نظریه پردازن بر نیانگیخته است. البته اصولا باید توجه اشته باشیم که حتی خود مفهوم «هویت» در علوم انسانی بیشتر، مفهومی «روان شناختی» است تا مفهومی جامعه شناختی و هنوز هم بسیاری از جامعه شناسان و حتی انسان شناسان با تردید و به میزان اندکی از آن سخن می گویند. و آنجا نیز که به چنین مفهومی می رسند برای آنکه خود را از روبکردها و گفتمان های روان شناختی تفکیک کنند، تلاش می کنند بیشتر از «هویت های جمعی» یا «هویت های اجتماعی» و یا حتی به صورتی دقیق تر از یکی از اشکال این هویت ها همچون «هویت قومی» ، «هویت خانوادگی» و غیره بحث کنند و نه از هویت به طور عام و نه به خصوص از هویتی که درسطح فردی تعریف یا مشاهده شود...

چرا سخن گفتن به زبان محلی در مدرسه و سایر مکان ها با تمسخر و تحقیر دیگران روبرو می شود و آیا تسلط زبان فارسی در اینجا مقصر نیست

نام پرسش‌گر:
-
ابتدا بگوئیم که اینگونه رفتارهای تحقیر آمیز همواره وجود داشته و خواهند داشت و انسان باید بنا بر باورها و رویکردهای خودش و در مورد یک فرد علمی بنا بر مقوله های علمی استوار کننده اندیشه ها و چشم اندازهایش رفتار کند و نه بر اساس این گونه رفتارها که عموما منشاء از نادانی و عقب ماندگی ذهنی و اخلاقی و اجتماعی دارند. با این وصف باید به این نکته نیز توجه داشت که این یک واقعیت انکار ناپذیر است که میان زبان ها رقابت وجود دارد اما...

چرا فارسی در ایران به عنوان زبان میانجی انتخاب شده و نه زبان های دیگری که جمعیت بیشتری در کشور دارند؟

نام پرسش‌گر:
-
ابتدا باید تاکید کرد که تعداد کسانی که در ایران فارسی زبان مادری شان است بنا بر مطالعات انجام شده از سایر زبان های ایرانی بیشتر است ( در حدود 50 درصد)، سپس آنکه برای آنکه زبانی به صورت زبان میانجی دربیاید، لزوما نباید به معیار های کمی توجه داشت. آنچه اهمیت بیشتری دارد رابطه این زبان با قدرت سیاسی در طول یک محور تاریخی دراز مدت و میزان نفوذ بالقوه یا بالفعلی است که یک زبان باز هم به لحاظ تاریخی یا در چشم اندازهای کنونی و آتی می تواند داشته باشد...

بعد از دوره قاجار چه اتفاقی افتاد که ما دیگر شاهد ساخت خانه هایی با هویت معماری ایرانی نیستیم؟

نام پرسش‌گر:
-
اولا نمی توانیم با قاطعیت بگوئیم که بعد از قاجار ما معماری با هویت ایرانی نداشته ایم، این نوعی بی انصافی در داوری ما نسبت به کار پر ارزش بسیاری از معمارانی است که گاه در تمام عمر به خلاقیت خود در ایجاد هویت ایرانی ادامه داده اند. اما این یک واقعیت است که از این معماران بیشتر جنبه حاشیه ای و نقطه ای داشته است و نه تعمیمی یافته. دلیل به نظر من تا اندازه زیادی آشکار است...

تا چه اندازه به بازیابی هویت ایرانی در معماری امیدوار هستید؟

نام پرسش‌گر:
-
گمان من آن است که بازسازی هویت ملی از طریق هر گونه ابزار فرهنگی در آینده ای که ما در نظام شبکه ای جهان پیش رو داریم کار بسیار مشکلی است. در واقع، جهان هر چند «تکثر فرهنگی» و حتی به نوعی «جماعت گرایی های فرهنگی» را می پذیرد، اما ، این موارد را عموما در چارچوب نظام های «درهم آمیخته» و «ترکیبی» می پذیرد و برای چنین فضاهایی امکان بقا به وجود می آورد...

رابطه جراحی پلاستیک زنانه را با نسبت قدرت و بدن چگونه می توان تبیین کرد؟

نام پرسش‌گر:
مریم مختاری
به این پرسش نمی توان پاسخ واحدی داد به این دلیل ساده که حتی اگر از جراحی های پلاستیک ترمیمی و ضروری ( برای نمونه در موارد تخریب بدن به وسیله آتش سوزی یا تصادف ) بگذریم و تنها خود را به جراحی های پلاستیک خود خواسته برای تغییر بخشی از بدن محدود کنیم، باز هم دلایلی که هر کس را به سوی این گونه عمل ها می کشاند و یا انتظاراتی که پس از آنها وجود دارد ، بسیار متفاوت هستند...

شما چگونه می خواهید (که در یک مصاحبه گفته اید) جامعه ی مدنی، آزادی و دمکراسی را «از یک انسجام دینی بسیار بالا» استخراج کنید؟

نام پرسش‌گر:
مسعود لقمان
همانگونه که در امروزه در تمام دموکراسی های پرسابقه از ایالات متحده و فرانسه و بریتانیا گرفته تا آلمان و ایتالیا این کار انجام می گیرد و به خصوص در تمام طول قرون شانزده تا نوزده و به ویژه از قرن نوزده به این سو از خلال رومانتیسم ادبی اروپایی انجام گرفت. رمان اروپایی، داستان ها و حتی روایت های اروپایی و شاید حتی بتوان همچون میرچیا الیاده از این هم پیشتر رفت و ادعا کرد که حتی روایات للحاد گرایانه اروپایی، دارای بعد دینی هستند...

آیا اسلام جزو هویت ملی ما محسوب می شود اگر آری، چرا؟

نام پرسش‌گر:
مسعود لقمان
پاسخ این پرسش به نظر من، مثبت است، در واقع انسان شناسی نشان داده است که در نظام های اجتماعی نمی توان جز به روشی تصنعی، زیر نظام های سیاسی، اقتصادی، خویشاوندی و ایدئولوژیک یا ذهنی را از یکدیگر جدا کرد. دین و سایر باورهای ذهنی به یک نظام ایدئولوژیک ( در معنای عام کلمه) تعلق دارند و این را نباید با رویکرد تئولوژیک به پدیده دین یکی گرفت. جدا کردن این زیر نظام ها از یکدیگر تنها می تواند در قالب هایی روش شناسانه انجام بگیرد و نه در واقعیت اجتماعی...

آیا فرهنگ ما ایرانی ها، فرهنگی شفاهی است و در صورت پاسخ مثبت، این مساله چه تاثیری در اشکال شادی مان دارد؟

نام پرسش‌گر:
-
پرسشی که در اینجا مطرح شده است به دلایل بسیار ، پرسش های بی نهایتی را در خود دارد و بنابراین شاید پاسخ به آن بهر صورت پرسشگر را راضی نکند، ولی بهر تقدیر این اصلی است که در این صفحه پیش گرفته شده است که به پرسش ها در حد توان پاسخ داده شود ولی این پاسخ ها به هیچ رو قطعی فرض نشوند. ابتدا بگوئیم که حرکت پرسشگرانه ای که در اینجا می بینیم عمدتا در چارچوب زبانی است که بیشتر در قالب های شناخت عقل عام و دانش عمومی قابل تعریف است.

به نظر شما به چه دلیل پیشرفت های فناورانه در طول چند قرن اخیر با پیشرفت در روابط انسانی انطباق نداشته اند؟

نام پرسش‌گر:
-
ما باید بحث را اندکی نسبی کنیم و ببینیم چه بخشی از آن را می توان با قطعیت بیشتر و چه بخشی را را باید با قطعیت بسیار کمتری پذیرفت. زمانی که از پیشرفت های فناورانه سخن می گوئیم باید بلافاصله اضافه کنیم که این پیشرفت ها صرفا در پارادایم خاصی معنا دار می شوند یعنی با پذیرش پیش شرط هایی که مولفه های آن پیشرفت ها نیز هستند.

دیدگاه زیباشناسانه انسان ها تا چه حد از جوامع سنتی به جوامع مدرن دچار تحول شده است؟

نام پرسش‌گر:
-
زمانی که از جوامع سنتی صحبت می کنیم در یک ابهام قرار داریم این جوامع در مجموعه ای قرار می گیرند که باید به آن لااقل صفت «پیش صنعتی» را داد. امروز می توان ادعا کرد تقریبا اجماعی بزرگ وجود دارد که با ورود جوامع انسانی به دوران مدرنیته و پس از آن به دنباله این دوران یعنی پسامدرنیته یا دوران پسا صنعتی، همه چیز در زندگی انسان ها ، در دیدگاه ها، در رفتارهایشان با یکدیگر و با محیطشان تغییر کرده است.

چه رابطه ای میان نظریه تطور انسانی در انسان شناسی جسمانی و متون مقدس وجود دارد؟

نام پرسش‌گر:
-
موضوع تطورگرایی ( یا در اصطلاحی قدیمی تر تکامل گرایی) که هر دو برابر نهاده های برای واژه evolutionism هستند بحثی بسیار قدیمی در حوزه بیولوژی بود که تا قرن هجدهم چندان تداخلی با مباحث مذهبی نداشت، زیرا تا این زمان تطور گرایی بیشتر بر تطور گیاهان و جانوران کار می کرد.

آیا در «رنگ» مفهومی فرهنگی نهفته است؟

نام پرسش‌گر:
-
رنگ یک پدیده طبیعی است یعنی مشخصه ای که می توان آن را با گروهی از مولفه های فیزیکی تعریف کرد و بنابراین لزوما ارتباطی با ذهنیت انسان ندارد، همانگونه که فرضا مشخصاتی همچون جامد یا مایع بودن و میزان آنها لزوما ربطی به ذهنیت انسان ندارد

با توجه به تنوع و عدم انسجام فرهنگی - قومی دینی منطقه «خاور میانه» تا چه حد می توان این نام را مناسب دانست ؟

نام پرسش‌گر:
پیمان اسحاقی
نام گذاری های منطقه ای در جهان کنونی و در بسیاری موارد حتی نام گذاری ها در سطح کشورها و مناطق درونی آنها تا حد بالایی یادگار دوران استعماری و گسترش قدرت اروپا هستند. اروپاییان با این نام گذاری ها تلاش کردند و تا اندازه زیادی نیز موفق شدند که خود را به مثابه مرکز عالم مطرح کنند.

آیا راه باریکه ای برای ورود به بازار جهانی بدون از دست دادن فرهنگ خودی وجود دارد؟

نام پرسش‌گر:
-
بهتر است هر چه زودتر از یک توهم بسیار سخت بیرون بیائیم و آن اینکه ظاهرا ما در بازار جهانی، فرهنگ جهانی یا در فرایند جهانی شدن نیستیم و قرار است یک روز وارد این فرایند شویم یا به آن بپیوندیم. و آن روز ظاهرا وضعیت بهتری خواهیم داشت.

برغم منابع زیاد در زمینه تقکر اجتماعی، در دانشگاه های ما صرفا به اندیشمندان غربی توجه می شود. در این مورد چه نظری دارید؟

نام پرسش‌گر:
-
ابتدا این را بگوئیم که تفکر انسانی و اندیشه را نمی توان در یک حوزه جغرافیایی و یا حتی زمانی محدود کرد. این گونه طبقه بندی ها صرفا برای آن بوده است که ما بتوانیم با واقعیت سیال و بسیار پیچیده در عرصه اندیشه رابطه برقرار کنیم. امروز هر چه بیشتر ما به این مساله رسیده ایم که اندیشه « ناب» و خالص بشری وجود ندارد،

نقش سنت متحجر در تاخیر مدرنیته در ایران را توضیح دهید؟

نام پرسش‌گر:
_
ابتدا باید ببینیم منظور از سنت «متحجر» چیست؟ به نظر می رسد که این واژه همچون بسیاری دیگر از واژگانی که ما به کار می بریم دچار ابهام معنایی است. اما ظاهرا معنایی که بیشترین اجماع را در زبان متعارف تحصیلکردگان از این واژه وجود دارد، نوعی از سنت گرایی است که معتقد به عدم تغییر تقریبا مطلق رسوم و باورهای قدیمی است و هر گونه نوآوری مادی و معنوی را در سبک های زندگی و در باورها نفی میکند.

نظر بوردیو درباره پسامدرنیسم به طور کلی چیست و در کدام کتابش به این موضوع پراخته است؟

نام پرسش‌گر:
-
موضوع پسا مدرنیسم به طور مشخص و بیشتر به صورت تلویحی تقریبا در تمام کتاب های بوردیو که پس از سالهای نیمه دهه 1980 نوشته است، دیده می شود. اما به صورت صریح در کتاب تاملات پاسکالی(1997) و همچنین در کتاب «پاسخ ها»(گفتگو با لوئیک واکان)(1992) به موضوع پسامدرنیسم پرداخته است.

آیا نباید سنت های غلط و زیان بار را کنار گذاشت، ولو آنکه بدین ترتیب بخشی از میراث فرهنگی ما از میان برود؟

نام پرسش‌گر:
_
پاسخ به این پرسش بسیار مشکل است. در واقع خطری که دائما ما را ( یعنی هر کسی یا گروه و نهادی ) که در موقعیت تصمیم گیری قرار می گیرد، تهدید می کند، آن است که رویکرد و دیدگاه فردی یا گروهی خود را که حاصل یک تجربه منحصر به فرد است با رویکرد های جمعی و همگانی ( در معنای نسبی کلمه) یکی بگیرد و بر اساس این توهم، تصمیم گیری کند.
کلیه حقوق این پایگاه، برای پایگاه اطلاع رسانی انسان شناسی و فرهنگ محفوظ است.