فهرست
در این بخش از گونهاى «عرضه» سخن خواهیم گفت، یعنى تعریف خاص کنش و سرگرمى ورزشى که در برهه خاصى از زمان، در جواب یک تقاضا، طرح مىشود؛ یعنى آرزوها و علایق و ارزشهایى که عاملان یا کنشگران وارد حوزه ورزش کردهاند و در نتیجه برخورد و تعدیل پیوسته میان عرضه و تقاضا، کنشها و سرگرمیهاى ورزش تکامل مىیابند. البته هر عضو جدید این حوزه باید یک وضع معین تقسیم فعالیتها و سرگرمیهاى ورزشى و نحوه توزیع آن در میان طبقات اجتماعى را در نظر داشته باشد، وضعى که فرد تازه نمىتواند آن را تغییر دهد، وضعى که نتیجه تمامى تاریخ پیشین منازعات و رقابتهاى میان عاملان و موءسسات دستاندرکار حوزه ورزش است... ادامه مطلب
اینگونه مىاندیشم که بدون تحریف و مخدوش ساختن واقعیت مىتوان کل دامنه فعالیتها و سرگرمیهاى ورزشى را، مثل راگبى، فوتبال، شنا، دوومیدانى، تنیس، گلف و غیره، در مقام «عرضه»اى که در برابر یک «تقاضا»ى اجتماعى قرار دارد، مورد بررسى قرار داد. اگر چنین الگویى به خدمت گرفته شود، دو دسته پرسش پیشرو قرار خواهد گرفت: اول آنکه، آیا حوزه تولیدى که برخوردار از منطق و تاریخ خاص خود باشد تا در آن «محصولات ورزشى» تولید شوند، بدینمعنا که آیا چیزى به عنوان عالم فعالیتها و سرگرمیهاى ورزشى وجود دارد که از نظر اجتماعى درک شود و در برهه معینى از زمان، قابل دسترسى باشد؟... ادامه مطلب
تله راما: آیا مونث بودن برای یک زن مدیر همان معنایی را دارد که برای یک منشی؟ پیر بوردیو: نه، مسلما نه.محدودیت ها به کارکردها مربوط می شوند. زن مدیر باید بسیار کمتر از یک منشی مونث باشد، و یا شاید بهتر باشد بگوئیم زن مدیر باید به گونه ای کاملا متفاوت مونث باشد: یعنی مونث باشد اما نه چندان؛ او باید اقتدار خود را در عین آنکه مونث بودن خود را حفظ می کند، تثبیت کند، برای نمونه با تبعیت از الزامات پوششی که مردان نیز به نوع دیگر از آنها تبعیت می کنند... ادامه مطلب
تله راما: اغلب می گویند زنانی که سمت بالایی را به دست می آورند باید مهارت های بیشتری از مردها داشته باشند، گویی آنها باید از هزاران راه مختلف نقصان زنانگی خودشان را حل کنند... پیر بوردیو: درست است، زنانی که به سمت های بالا و دارای سلطه می رسند عموما بالاتر از سطح مورد نیاز گزینش شده اند: برای آنکه یک زن بتواند در موقعیت یک مدیر عامل قرار بگیرد باید کیفیت های بالاتری نسبت به یک مرد داشته باشد. همچنین لازم است که از همان ابتدا نیز زنان امتیازات اجتماعی بالاتری داشته باشند تا بتوانند نقصان های [زنانگی ] خود را بهتر جبران کنند. نتیجه آن است که زنی که به آن موقعیت رسیده تقریبا به صورتی ضروری مهارت های بیشتری نسبت به مردی در همان موقعیت دارد و دارای منشاء بورژوازی بالاتری نیز هست... ادامه مطلب
واژه زیبایی به نظر میرسد که به میدان زیبایی تعلق دارد، اما در واقعیت در میان تمام گروههای اجتماعی به عنوان معیاری برای سنجش موقعیت افراد مورد استفاده قرار میگیرد. نفوذ واژه زیبایی و متداول بودن استفاده از آن در زندگی روزمره به شکلی است که این تصور را به وجود میآورد که با مفهومی بدیهی روبهروییم، تصوری که از سوی ساختار مسلط جامعه تقویت میشود. بدیهی دانستن زیبایی در مورد برخی از افراد، اشیا و در اینجا در مورد آثار هنری اندیشه رایج در مورد مفهوم زیبایی است چنین رویکردی در مورد زیبایی به شدت از سوی خود تولیدکنندگان و مصرفکنندگان محصولات هنری تقویت میشود... ادامه مطلب
ساخت نمایی و ساختن واقعیت طبق نظر بوردیو شکل های پایه ای سرمایه، و انواع خاصی از "سرمایه ی خو گرفته شده" می توانند از طریق شکل های گوناگون "شیمی اجتماعی" به سرمایه ی نمادین تبدیل شوند. موضوع سرمایه ی نمادین، شناخت و بازشناسی خطای سلسله مراتب اجتماعی و اصول دربرگیرنده و پس زننده ای است که آن سلسله مراتب را حفظ می کنند. ولی "خشونت نمادین" (برای توضیح کوتاهی درباره ی مفهوم خشونت نمادین به زیر این مقاله مراجعه کنید - مترجم) طبق نظر بوردیو، در سطحی پایین تر از بازشناسی و تصدیق عمل می کند. بوردیو سهم خودش را به جامعه شناسی اندیشه از طریق روشن کردن این مسئله ادا می کند... ادامه مطلب
نظرات بوردیو لزوما همه ی مسائل را یک بار و برای همیشه حل نکرده است و کار او را باید در روند اندیشه ی مدرن درباره ی تحلیل مسئله ی قدرت دید. همانطور که در متن هم آمده است، اندیشه و تحلیل بوردیو با اینکه در فرانسه شکل گرفته اما دارای روش ها و نتیجه گیری های مشترک و کلی است که می تواند در جوامع مختلف کاربرد داشته باشد. برای همین بدون کپی برداری و تحلیل های خیلی کلی، باید تلاش کنیم تا از روش تفکر اندیشمندانی مانند بوردیو برای شناخت درست مسائل جامعه ی خودمان بطور کلی و مسائل مربوط به جنسیت، تبعیض، سلطه و مانند اینها که از مرکزی ترین مسائل جنبش زنان هستند، بهره بگیریم... ادامه مطلب
اینکه روابط جادویی عاشقانه را از تحقیق درباره ی موضوع «سلطه» کنار بگذاریم مانند تسلیم شدن به آن چیزی است که ویرجینیا وولف "لذت وهم زدایی" می نامد (که بدون تردید بخشی از احساس رضایتی است که جامعه شناس گاه به طور پوشیده ای خواهان آن است). (1) این وسوسه ی بزرگی است، چرا که صحبت کردن از عشق با یک زبان تحلیلی، بدون اینکه فضل فروشی مضحکی جلوه کند، کار آسانی نیست. به بیان دقیق تر پرهیز از تناقض میان حالت غنایی و شاعرانه با حالت خودخواهانه ، میان قصه پردازی کردن با حکایت های خنده دار بافتن، کار آسانی نیست... ادامه مطلب
وقتی که یک تجزیه و تحلیل علمی درباره ی موضوعی مانند سلطه، در معرض افکار عمومی قرار می گیرد لزوما باعث تاثیرات اجتماعی می شود. این تاثیرات اجتماعی می توانند در دو جهت و سوی مختلف شکل بگیرند: یا اینکه بصورت نمادین موجب تقویت سلطه شوند، بدین ترتیب که یافته های این تجزیه و تحلیل مثل این باشند که گویا گفتمان سلطه را تایید می کنند یا نقطه مشترکی با این گفتمان دارند (گفتمانی که آرا و احکام منفی آن، صورت بیان ناب و مستند بخود می گیرد). و یا اینکه چنین تجزیه و تحلیلی می تواند به بی اثر کردن آن موضوع (در اینجا سلطه)، درست مثل افشا شدن یک موضوع سرّی دولتی، از طریق بسیج قربانیان آن کمک کند... ادامه مطلب
بوردیو، در توافق با تئوری اقتدار مردانه، معتقد است که اجتماع، زیر سلطه ی شکلی از مردانگی است که هم برای زنان بطور کلی و هم برای بسیاری از مردان، بعنوان اجتماعی سرکوب گر عمل می کند. بوردیو می خواهد بدین ترتیب به فهم موضوع بازتولید سلطه گری و زیر سلطه بودن بطور کلی و بخصوص در مورد زنان در اجتماع امروز، کمک کند. اینکه چرا مبارزه در راه برابری حقوق جنسیتی از الگوی اساسی روابط جنسیتی-مبتنی بر سلطه ی یکی بر دیگری- تلنگری نخورده است. اما هدف این تجزیه و تحلیل، تنها توصیف وضعیت یک اجتماع یا پردازش یک تئوری نیست. بوردیو می خواهد بر پایه ی تئوری، برنامه ی عملی بریزد که انقلابی در چگونگی نگرش ما به آنچه «تاریخ زنان» گفته می شود به وجود می آورد... ادامه مطلب
فیزیک انیشتین برخلاف فیزیک نیوتنی معتقد به نسبیت است. بنا به این نظریه جهان سرشار از نیرو است و این نیروها در میدانهای متفاوتی قرار داند که هر کدام معطوف به خود هستند و نیروی درونی در هر میدان بنا به ویژگیهای آن میدان عمل میکند، هر میدان از ذراتی تشکیل شدهاست که این ذرات با یکدیگر و با خود میدان در ارتباط هستند و تنها در تداوم این رابطه است که ذره و میدان هر دو به حیات خود ادامه میدهند، ذرات بنا به جایگاه خود در میدان نیرو، رابطهای متفاوت با ذرات دیگر دارند این تفاوت رابطه با سایر ذرات بر اساس نیروی درونی هرکدام از ذرات و فاصله آنها از یکدیگر و جایگاه هر کدام در میدان شکل میگیرد در حقیقت نیروی ذره و میدان نیرویی نسبی و نه قطعی است... ادامه مطلب
به نظر شما آینده پژوهش در جامعه شناسی ادبیات چیست؟ - خوب، در این کتاب من فراخوانی داده ام به نوعی تلفیق غیر التقاطی از پژوهش های ادبی مختلفی که امروز جدای از هم انجام می گیرند، و البته برای این جدایی دلایل اجتماعی ای وجود دارد که باید آنها را بازشناخت و پشت سرگذاشتشان. هر کس از انحصار کوچک خود بر پهنه ای هر چه کوچکتر دفاع می کند، این قانون بسیار آشنای جامعه شناسان علمی است: بهتر است که تو در یک پهنه کوچک دانش، نفر اول باشی تا آنکه در پهنه یک امپراتوری بزرگ، نفر دوم. اما این منطق که ممکن است موتوری برای پیشرفت به حساب آید و ایجاد تخصص های زیادی در زمینه پژوهش بکند، در عین حال ممکن است به اتمیزه کرده آن نیز منجر شود و تعداد بی شماری خرده تخصص به وجود آورد... ادامه مطلب
نظریات علوم اجتماعی به بررسی رابطه میان فرد و جهان یا رابطه سوژه و ابژه میپردازند و هر یک برای توضیح واقعیت رابطهای خاص میان این دو از بیتاثیری تا اثرگذاری مطلق و یا رابطهای پویا و دو جانبه را در نظر میگیرند. این نقطه اشتراک متخصصان علوم اجتماعی و سایر افراد است زیرا همگی برای زیست نیاز به تربیت شدن بر اساس شیوهای خاص دارند تا جایگاه آنان را مشخص کند که آنها بر اساس این جایگاه عمل پیرامون خود را درک میکنند. تفاوت میان این دو گروه در این است که جامعه شناسان و انسانشناسان این مکانیسمها را میشناسند و بزرگان علوم اجتماعی کسانی هستند که با درک شرایط کنونی قادر به ایجاد رابطهای جدید میان سوژه و ابژه هستند... ادامه مطلب
میتوان بوردیو را با دورکیم یا وبر مقایسه کرد که اگر چه پس از مرگشان ولی به هرحال آرای آنها منشا اثر شده است و حتی نظریهپردازان دیگری پس از آنها به بسط آرایشان رو آوردهاند. همین موضوع را میتوان با کار بوردیو سنجید که در همان دوره زندگیاش، تاثیر او از مرزهای میهن خود گذشت و مورد توجه قرار گرفت، درحالی که وبر تا همین 20سال پیش در آمریکا ناشناخته بود. و البته این موضوع به این دلیل است که بوردیو یک پایه نظری دارد که به قول خودش بسیار زود برای او شکل گرفته و سپس این نظریه را در حوزههای دیگری به کار برده است... ادامه مطلب
وقتی من جوان تر بودم، همه چیز جنبه سیاسی داشت... اما تاریخ به ما آموخته است که نسبت به گفتمان هایی که یک سویه هستند، بد گمان باشیم، گفتمان هایی که از آنها نمی توان خارج شد و خود را به سرعت در برابر هر نوع زیر سئوال رفتنی در امان قرار می دهند. اما حال که به موضوع علایق استعلایی رسیدیم شاید لازم باشد نوعی استثنا برای جامعه شناسی قائل شویم. در این حال اگر بپذیریم که همه چیز به قول شما اجتماعی است – و من به این گونه به شما حق داده ام- آیا قبول ندارید که ادبیات به هر حال میدانی از ویژگی هایی بسیار خود مختار را می سازد: این در عین حال از بخشی از کتاب خود شما نیز درک می شود. چرا از این امر نتیجه نمی گیرید که رویکردهای دیگر نیز دارای مشروعیت هستند؟... ادامه مطلب